تبليغاتX
وبلاگ تخصصی تاریخ باستان

کاربر مهمان، خوش آمديد!

منوي اصلي
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
موضوعات
اسکندر منقرض کننده هخامنشیان که بود؟
فهرست سنگ نوشته های دوران هخامنشیان
دین در زمان هخامنشیان
خشایار هخامنشی
داریوش بزرگ
بخشندگی کوروش
101نام برای خداوند در دین کهن ایران
به کوروش چه خواهیم گفت؟
سرود جاودانه سنگ ها در تخت جمشيد
استفاده از عدد پي در ساخت تخت جمشيد
سر ستون تخت جمشيد با امضايي كه جاي تاسف داره
استروشن ، شهري با 2500 سال تمدن ایرانی
حماسه چالدران و شاه اسماعيل
سير تحول قشر دريانوردان در نظام اجتماعي ايران زمین
پزشكي در ايران باستان
مرد بالدار
آريو برزن
لباس در ايران باستان
درفش كاوياني
معماری دوره هخامنشیان (بخش اول)
معماری دوره هخامنشیان (بخش دوم)
معماری دوره هخامنشیان (بخش سوم)
معماری دوره هخامنشیان (بخش چهارم)
معماری دوره هخامنشیان (بخش پنجم)
معماری دوره هخامنشیان (بخش ششم)
آیا می دانید
اعتراض به تغییر نام خلیج فارس
متن کامل منشور حقوق بشر کوروش
دانلود کتاب تاریخی
تاریخ تمدن ویل دورانت
گالری عکس های تخت جمشید
اولین دانشگاه جهان
شهر سوخته
300 واقعیت یا دروغ؟
خط میخی چگونه رمز گشایی شد
نشان فروهر نشان ملی ایران
نامه عمر به یزدگردسوم ساسانی

لينک دوستان

آمار وبلاگ





نامه عمر به یزدگرد سوم ساسانی شاهنشاه پارس

نامه عمر ابن خطاب به یزدگرد سوم ساسانی شاهنشاه پارس

( اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد )

از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین
به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است. آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید. اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.

(محل امضای عمر)
خلیفه المسلمین
عمربن الخطاب

پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمربن الخطاب

از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و دیگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.
به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی

به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله البر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!

شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!

مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.

زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ” پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک “ را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!

مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟

تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نود حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.

خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید

شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟

آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟

شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟

افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر  و او را به عربی عبادت نمایند . پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این ”جانوران قسی القلب “ را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.

آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.

من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ” خیلی مهیب “ و رفتارت ” بسیار وحشیانه “ می باشد.

(محل امضای یزدگرد سوم )
شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در پنجشنبه 4 تير 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت آخر

آيا ميدانيد :                                 

 

آيا مي دانيد

پاپكان بر روري آن گذاشته است

چونش دريا به چشم بديد اندر يزدان سپاسگذاري انگارد و بدانجا روستايي را بوخت اردشير

نهاد و ده آتش بهرام بردريا فرمود نشاستن

شهر با كمي تغيير نام بوشهر ناميده شد

: شهر بوشهر در جنوب ايران برگرفته شده از نام بوخت اردشير است كه شاهنشاه اردشير. اين نوشته از كارنامه 1800 ساله اردشير بابكان مي باشد : { اردشير( بوشهر ) نام( برپا كردن ) } . پس از يورش سپاه اسلام به ايران اين.

آيا ميدانيد

ديگري جمهوري دموكرات و در سالهاي آينده تمام كشورهاي خودكامه نابود خواهند شد

دموكرات پادشاه هيچ نقشي در اركان سياسي كشور ندارد و نخست وزير به راي ملت فرد نخست كشور

مي شود

تاريخ جهان نيز در آن بكار رفته است

بالاترين شخص كشور است و هيچ نهادي بالاتر از وي نيست

: كشورداري در جهان مدرن امروز دو سيستم بيش نيست : يكي پادشاهي دموكرات و. در پادشاهي. اين نوع كشور داري از دموكرات ترين مدلهاي حكومت داري جهان است كه ابهت و پيشينه. جمهوري دموكرات هم نيز همانگونه مي باشد و رئيس جمهور.

آيا ميدانيد

: شهر رامهرمز در خوزستان را هرمز شاهنشاه ساساني بنا نموده است .

آيا ميدانيد

دليل آنكه خون مردم ما آسياب ها را به گردش در نياورده بود مجبور گرديد آب به جوي خون

مردمان ايران ببندد

: فرمانده لشگر اسلام در گرگان ( يزيد بن مهلب ) پس از گردن زدن 12 هزار اسير ايراني به. زيرا او سوگند خورده بود كه پس از فتح گرگان طوري از ايرانيان آنجا بكشد كه

(

بتوان با آن آسياب ها را چرخاند . ( فتوح البلدان – 187

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در دوشنبه 21 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت دوازدهم

آيا ميدانيد

روزي موبدان به وي گفتند كه مردم نگرانند كه تو بدون لشگر و محافظ به درون شهر مي آيي ؟

شاهنشاه پاسخ داد كه اگر دادگر باشم اين بهترين محافظ و پاسدار براي من است

: انوشيروان دادگستر بدون محافظ از دربار خارج ميشده است . به گفته فردوسي بزرگ.

آيا ميدانيد

فرمانده لشگر اسلام سوگند خورد چنانكه استخر گشوده شود چنان از ايرانيان بكشم كه خونشان روان

: مردم استخر در استان فارس سالها با سپاه اسلام نبرد كردند . به طوريكه عبدالله بن عامر

(

شود ! ( فارس نامه ابن بلخي صفحه 135

آيا ميدانيد

اول بنا گشت و به همين مناسبت نام شاد شاهپور را بروي آن گذاشت

درياي قزوين ميخوانند

: شهر قزوين را جغرافيا نويسان بزرگ شادشاپور ميدانند . اين شهر توسط شاهنشاه شاپور. كه درياي كاسپين يا خزر را نيز. زيرا قزوين از شهرهاي بزرگ و مهم آنروزگار به حساب مي آمده است .

آيا ميدانيد

اسلامي به صورت كاملا علني انسانها را از پيامبري محمد بي نياز دانست

موهبت خداوند است و به مدد آن مي توانيم در اين دنيا و آن دنيا سعادتمند شويم و به راهنمايي خرد

از وجود انبيا مستغني هستيم

: محمد ابن زكرياي رازي دانشمند فيلسوف قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانين. وي ميگويد : " عقل بزرگترين"

آِيا ميدانيد

هرات آمده است

كتب ديني زرتشتي

: شهر هرات افغانستان يكي از شهرهاي مهم ايران بوده است . در فرگرد اول ونديداد نام. در كنيبه داريوش بزرگ در بيستون نام هرات بعنوان شهري ايران آمده است . در( بند 18 فرگرد اول ونديداد ) آمده است ششمين شهري كه من ( اهورامزدا )

آفريدم و اهريمن از آنجا دور شد هرات است

.

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 9 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت دوازدهم

آيا ميدانيد

روزي موبدان به وي گفتند كه مردم نگرانند كه تو بدون لشگر و محافظ به درون شهر مي آيي ؟

شاهنشاه پاسخ داد كه اگر دادگر باشم اين بهترين محافظ و پاسدار براي من است

: انوشيروان دادگستر بدون محافظ از دربار خارج ميشده است . به گفته فردوسي بزرگ.

آيا ميدانيد

فرمانده لشگر اسلام سوگند خورد چنانكه استخر گشوده شود چنان از ايرانيان بكشم كه خونشان روان

: مردم استخر در استان فارس سالها با سپاه اسلام نبرد كردند . به طوريكه عبدالله بن عامر

(

شود ! ( فارس نامه ابن بلخي صفحه 135

آيا ميدانيد

اول بنا گشت و به همين مناسبت نام شاد شاهپور را بروي آن گذاشت

درياي قزوين ميخوانند

: شهر قزوين را جغرافيا نويسان بزرگ شادشاپور ميدانند . اين شهر توسط شاهنشاه شاپور. كه درياي كاسپين يا خزر را نيز. زيرا قزوين از شهرهاي بزرگ و مهم آنروزگار به حساب مي آمده است .

آيا ميدانيد

اسلامي به صورت كاملا علني انسانها را از پيامبري محمد بي نياز دانست

موهبت خداوند است و به مدد آن مي توانيم در اين دنيا و آن دنيا سعادتمند شويم و به راهنمايي خرد

از وجود انبيا مستغني هستيم

: محمد ابن زكرياي رازي دانشمند فيلسوف قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانين. وي ميگويد : " عقل بزرگترين"

آِيا ميدانيد

هرات آمده است

كتب ديني زرتشتي

: شهر هرات افغانستان يكي از شهرهاي مهم ايران بوده است . در فرگرد اول ونديداد نام. در كنيبه داريوش بزرگ در بيستون نام هرات بعنوان شهري ايران آمده است . در( بند 18 فرگرد اول ونديداد ) آمده است ششمين شهري كه من ( اهورامزدا )

آفريدم و اهريمن از آنجا دور شد هرات است

.

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 9 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

عکس هایی از فیلم 300

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com  

این هم  خشایار شاه بزرگ هست

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com  

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com   

  عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی دیوارهای پرسپولیساین عکس واقعی خشایارشاه بزرگ است که در تخت جمشید حک شده

 

 

 

 

 

    

  

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com  

 

 

 

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در دوشنبه 7 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

عکس هایی فوق العاده زیبا از تخت جمشید

آرامگاه کوروش کبیر

آرامگاه کوروش کبیر

پاسارگاد

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید

نقش رستم 

نظر فراموش نشه

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 1 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(4)

عکس هایی از فیلم 300

 

             عکسهایی از فیلم 300

به عکس هاي زير نگاهي بياندازيد ! آیا ما ابرانیان اینگونه بودیم؟  


 

براستي ما ايراني ها زمان خشايار شاه بزرگ ، پسر داريوش شاه بزرگاين شکلي بوده ايم ؟

یا اینگونه بودیم؟ 

 

 

 

سیصد از پیش از اکران واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشته و به ویژه ایرانیان مقیم آمریکا نسبت به محتوای آن اعتراضاتی را داشته‌اند.
داستان فیلم مربوط به نبرد و مقاومت سیصد نفر سرباز اسپارت (sparta) در مقابل ارتش یک میلیون نفری خشایارشا (Xerxes) پادشاه هخامنشی در جریان نبرد ترموپیل است.
فیلم سیصد را زک سیندر (Zack Synder) کارگردانی کرده است. وی بیشتر به خاطر فیلم‌های کوتاه خود شهرت دارد و فیلم سیصد دومین فیلم بلند تجاری او به شمار می‌رود.
داستان فیلم بر اساس رمان تصویری فرنک میلر (Frank Miller) داستان‌نویس آمریکایی ساخته شده است. میلر پیش‌تر آثار تصویری دیگر نظیر سین سیتی، روبوکاپ و بت‌من را منتشر کرده است. غالب این داستان‌ها به صورت فیلم در آمده‌اند.
انتقاد ایرانیان به فیلم سیصد از آن جهت است که روایت تاریخی ارائه شده در فیلم با واقعیت تاریخی انطباق ندارد و رمان فرنک میلر بیش از آن‌ که یک داستان تاریخی باشد، رمانی تخیلی است.
فیلم سیصد از بعضی از جهات بسیار نژادپرستانه به نظر می‌رسد. در این فیلم اسپارت‌ها نماد سفیدپوستان اروپایی هستند که به آزادی و دموکراسی و حقوق شهروندی و وطن‌پرستی و جنگ‌آوری معتقدند. آنها زن‌ها را محترم می‌شمارند و به خانواده احترام می‌گذارند. تصویر ارائه شده از یک خانواده اسپارت در فیلم سیصد با تصویر معیار یک خانواده آمریکایی در قرن بیست‌ویکم برابری می‌کند.
در سوی دیگر میدان، پارس‌ها هستند. آنها از قومیت‌ها و نژادهای مختلف تشکیل شده‌اند. افراد پلید و بد در میان آنها یا سیاه‌پوست هستند یا چهره خاوردوری دارند. سربازان پارسی و شاه پارس به طلا و جواهرات علاقه‌مند هستند و تمام صورت و بدن خود را با حلقه‌ها و زیورآلات تزئین کرده‌اند.

 

 
اینها همان 300نفری هستند که یک ملیون سرباز ایرانی را کشته اند!!!!
 

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 1 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

نشان فروهر نشان ملی ایران

فلسفه فروهر






از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند


- ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :
1 -
قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند .
2 -
دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .
3 -
چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .
4 -
بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .
5 -
سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .
6 -
در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .
7 -
دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .
8 -
انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .
این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم
. به امید روزی که ایرانی به هویت ملی خویش بازگردد . اینجا تنها این آرزوی داریوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقیقت می پیوندد :


خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد
جایدون باد ایران

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 1 ارديبهشت 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت یازدهم

آيا ميدانيد

ظلم پايدار نيست و بزرگترين دولتها را سرنگون خواهد كرد

آيا ميدانيد

طبري

هاي پارسي از آنجهت اسلام پذيرفتند كه دادن جزيه و خراج

ميدانستند

آيا ميدانيد

: حكيم سهروردي معروف به شيخ اشراق كه در سال 549 پا به جهان گشود در سال 587

هجري توسط شيخ صلاح الدين عيوبي خليفه مصر و شام در سن

ستايش بسيار ميكند كه همان آتش زرتشت است

38 سالگي كشته شد . او از نورالانوار. وي در كتب خود از حكماي ايران مانند جاماسب -

فرشوشتر و بزرگمهر به نيكي ياد ميكند

آيا ميدانيد

را براي زنده كردن ايران از دست اعراب وحشي سپري كرد

بدرود حيات گفت ولي مسلمانان متحجر آن زمان بر جسد وي نماز نگذاشتند و اورا كافر و آتش پرست

خطاب كردند زيرا او همه كتاب حماسي و جهاني خود را در ستايش تمدن پيش از اسلام صرف كرد

سال

جشني جهاني با حضور عده زيادي از خاور شناسان كشورهاي مختلف براي گرامي داشت هزاره فردوسي

برگذار شد

1313 آرامگاه ابدي وي با الهام از آرامگاه كورش بزرگ به دستور رضا شاه  بنا گشت و.
: فردوسي بزرگ كه در سال 329 هجري پا به جهان گشود و 35 سال از عمر باشكوه خود. وي در سال 416 چشم از جهان فرو بست و. در
: ايرانيان تا سالهاي سال اسلام را نپذيرفتند و دهها سال با مسلمانان نبرد كردند . تاريخاين هشام البلاذري ابن خلدون از معتبر ترين اسناد اين وقايع است . بلاذري مينويسد خانواده- به اعراب وحشي را براي خود ننگ بزرگي
: اين جمله از نوشيروان عادل است : كشور با بي ديني اداره ميشود و دوران ميگذرد ولي. ( تاريخ مسعودي - مروج الذهب

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در پنجشنبه 27 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

خط میخی چگونه رمز گشایی شد

نحوه رمز گشايي خط ميخي فارسي باستان

خط ميخي فارسي باستان پس از انقراض دولت هخامنشي از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد ؛ تا اينكه ، اخبار و گزارش هايي كه جهانگردان و سياحان اروپايي از اوايل قرن هفدهم ميلادي به اين سوي ، به هنگام سير و سياحت در شرق و بازديد از ويرانه هاي تخت جمشيد ، فراهم كرده بودند ، توجه دانشمندان اروپايي را به آن جلب نمود . در قرن هجدهم ميلادي ،چندين كتيبه به خط ميخي فارسي باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت كامل يكي از كتيبههاي داريوش در تخت جمشيد ( DPC ) كه ، شاردن Chardin جهانگرد معروف فرانسوي ، در سال 1711 ، آن  را منتشر كرد ؛ همچنين كتيبه اي از خشايارشا بر روي گلداني از سنگ مرمر كه كنت كايلوس Count Caylus ، در سال 1762 ، گزارشي درباره آن به محافل علمي آن روزگار ارائه نمود .

در سال 1765 ، كارستن نيبور Carsten Niebuhr رونوشتهاي دقيقتري از كتيبه سه زباني تخت جمشيد تهيه كرد و پس از بازگشت از شيراز ، در سال 1778 ، به انتشار آن پرداخت . نيبور از بررسي اين اسناد به خوبي دريافت كه ، كتيبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطي كاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحي بعد ؛ در سال 1798 م ؛ اولاف گرهارد تيخسن Olav Gerhard Tychsen پي برد كه اين سه نظام خطي متفاوت در كتيبه ها ، در حقيقت ، مبين سه زبان مختلف هستند و نشانه ميخ مانند موربي كه در ساده ترين نوع اين سه شيوه كتابت به طور منظم پس از چند علامت تكرار مي شود ، ظاهرا نشانه مقسم كلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، اين كتيبه ها را متعلق به دوره اشكانيان دانست . در سال 1802 م ؛ فردريش مونتر Friedrich Munter مستقل از تيخسن ، علامت واژه جداكن را در اين كتيبه ها تشخيص داد و تصور كرد كه ، گروهي از نشانه هايي كه در اين سنگ نبشتهها بيشتر از نشانه هاي ديگر تكرار مي شود ، احتمالا بر مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت  مي كند . او از روي برخي از قراين احتمال داد كه كتيبهها متعلق به دوره هخامنشي هستند . عليرغم مساعي مستمر اين دانشمندان و چند تن ديگر ، هنوز پيشرفت واقعي در گشودن رموز خط ميخي فارسي باستان حاصل نشده بود ، تا اينكه گئورگ فردريش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلماني ، در سال 1802 ، به اين كار همت گماشت .

گروتفند كار خود را با تطبيق و مقابله دو كتيبه از تخت جمشيد ( كتيبه هاي DPA و XPE ) شروع كرد و ديري نگذشت كه به موفقيتي چشمگير دست يافت . او نيز ، تصور كرد كه  كتيبه ها به سه شيوه خطي متفاوت نوشته شده اند ، ميخ مورب در آنها علامت يا نشانه واژه جداكن است ؛ كتيبه ها به پادشاهان هخامنشي تعلق دارند و اساسا حاوي اسامي و القاب اين پادشاهان اند ، و زبان ساده ترين نوع اين نبشته ها – كه در اصل به فارسي باستان بود -  شبيه و همانند زبان اوستايي است . او همچنين ، احتمال داد كه القاب و عناوين پادشاهان هخامنشي مشابه القاب پادشاهان ساساني است و القاب  پادشاهان اخير در ا« زمان  ، توسط سيلوستر دوساسي Silvestre de sacy به اين صورت معلوم شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ايران و انيران ، پسر Y شاه بزرگ »

پيش از ذكر  جزئيات مربوط به نحوه كار گروتفند ، براي سهولت مقايسه ، آوانوشت دو كتيبه اي كه اساس كار او در رمز گشايي خط ميخي فارسي باستان بود ، در ذيل ارائه مي شود :

كتيبه خشايارشا XPa

كتيبه داريوش DPa

xsayArsA

DArayavauS

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

DArayavauS  xSAya"iyahyA

viStAspahyA

Puca   HaxAmaniSiya

Puca   HaxAmaniSiya

( haya imAm tacaram akuanuS )

گروتفند به روشني دريافت كه در اين دو كتيبه گروهي از نمادها عينا تكرار مي شود و گروهي ديگر با هم تفاوت دارد . بنابراين ؛ نتيجه گرفت كه كتيبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهي از نشانه هايي كهعينا يا با جزئي اختلاف تكرار مي شود ، معرف كلمه « شاه » است و گروهي كه با هم تفاوت دارد ، بر اسامي اين دو شاه دلالت مي كند . بر پايه اين استدلال و نيز ، بر اساس الگوي ياد شده كتيبههاي ساساني ، او از اين دو نبشته ، كتيبه دوم ، يعني كتيبه خشايارشا را ، موقتا ، به صورت زير ترجمه كرد :

« X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، Y شاه را پسر ، هخامنشي »

ترجمه « Y شاه را پسر » بر اساس اين تصور بود كه واژه Y در سنگ نوشته اول ، نخستين كلمه اي بود كه كتيبه با آن شروع مي شد و به نظر مي رسيد نام پادشاهي باشد كه كتيبه به نام او نوشته شده است ، اما همين نام در كتيبه دوم در جايگاهي پس از عنوان « شاه شاهان » با يك لاحقه اضافي به كار رفته بود . به همين دليل ، او تصور كرد كه اين واژه از طريق همين لاحقه اضافي با واژه بعدي ، كه مفهوم « پسر » داشت ، ارتباط يافته است . علاوه بر اين ، گروتفند متوجه شد نامي كه كتيبه اول با آن آغاز مي شود ، در كتيبه دوم در جايگاه نام پدر  « X شاه  » قرار گرفته است . از سوي ديگر ، در كتيبه دوم پس از نام پدر كلمه شاه به كار رفته ، در حالي كه در كتيبه اول پس از نام پدر ، اين كلمه استعمال نشده بود . از اين امر او نتيجه گرفت كه ، اين دو كتيبه متعلق به پدر و پسري است كه هر دو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر ، شاه نبود . بنابراين ، او در فهرست شاهان هخامنشي كه از روي منابع يوناني به دست آمده بود ، به دنبال نام پدر و پسري گشت كه داراي مشخصات فوق باشند . در ميان پادشاهان هخامنشي ، نام كوروش و كمبوجيه از يك سو ، و نام داريوش  و خشايارشا از ديگر سو ، مي توانست مشمول اين احتمال باشد . از اين اسامي ، گروتفند نام كوروش و كمبوجيه را كنار گذاشت ؛ چون تصور مي كرد اين دو نام بايد با حروف يكساني شروع شوند ، در حالي كه اسامي مذكور در كتيبه ها با دو حرف مختلف شروع شده ودند . البته ، در اينجا يك تصادف محض به ياري او شتافت ؛ چون نام كوروش و كمبوجيه در خط فارسي باستان بنا به پاره اي از دلايل كتابتي با دو حرف مختلف شروع مي شوند . به هر حال ، مجموع اين دلايل گروتفند را به اين عقيده رهنمون گشت كه نويسنده كتيبه دوم بايد خشايارشا باشد و نويسنده كتيبه اول پدرش ، داريوش ، كه پدر او گشتاسب ( ويشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدي ، تعيين ارزش آوايي اين علايم به عبارت ديگر تلفظ پارسي باستان اين اسامي بود . در اين مورد ، گروتفند به صورت اين اسامي در متون متاخر ايراني توجه كرد و ارزش آوايي كلمات مورد بحث را به صورت زير مشخص نمود :

گونه صحيح اسامي در كتيبه ها

تلفظ پيش نهادي گروتفند

V - i - s - T - a - S p

g-o-sch-t-a-s-p

D - A - R - Y - V - U - s

d-a-r-h-e-u-sch

X - s - Y - A - R - S - A

Kh-sch-h-a-r-sch-a

بدين ترتيب ، گروتفند توانست ارزش آوايي 15 نشانه از حروف خط ميخي فارسي باستان را معين كند . البته ، بعدها ، معلوم شد كه از اين 15 حرف ، فقط ارزش آوايي 10 حرف صحيح بوده است . علاوه بر سه نام ياد شده ، لغات « بزرگ » و « شاه » تنها كلماتي بودند كه گرتفند به درستي آنها را  تشخيص داد و بعدها ، در سال 1815 ، نام كوروش را در كتيبه مرغاب CMA شناسايي كرد .

پس از تلاش هاي گروتفند ، به دنبال يك وقفه نسبتا طولاني ، در امر رمز گشايي ، خط ميخي فارسي باستان  ، دانشمندان دگرباره ، به اين كار اهتمام ورزيدند . در سال 1826 م ؛ راسموس راسك R. Rask دانماركي در عبارت « شاه شاهان » لاحقه اضافي جمع را شناسايي كرد . در سال 1836 م ؛ اوژن بورنوف O. Burnouf اوستا شناس فرانسوي توانست ارزش آوايي تعداد زيادي از حروف فارسي باستان را در يكي از كتيبه ها مشخص كند . او در سال 1839 ، پي برد كه تعدادي از صامت هاي متصل به مصوت a را شناسايي كرد . او در سال 1839 ، پي برد كه تعدادي از صامت ها فقط پيش از مصوت i و تعدادي ديگر پيش از مصوت u به كار مي روند ؛

در سال 1846 ، راولينسون H. Rawlinson و هينكس Hinks ؛ در سال 1847 ، اوپرت Oppert هر يك مستقل از ديگري دريافتند كه اين صامتها هر كدام  يك مصوت i يا u به همراه دارند .

اوپرت همچنين ، ساخت آواگروه هاي  ai و au را در كتيبه هاي فارسي باستان روشن كرد و ، يادآوري نمود كه صامت هاي غنه m و n در خط فارسي باستان پيش از واج هاي انسدادي به كتابت در نمي آيند . بدين تريتيب ، رمز خواندن خط ميخي فارسي باستان گشوده شد و نهايتا ، راه براي خواندن خطوط ميخي ديگر و به تبع آن دستيابي به ادبيات غني بين النهرين هموار گشت .

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 26 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(1)

300 واقیعت یا دروغ؟

فیلم 300 داستان فیلم و داستان واقعی

داستان فیلم

آنچه در فیلم می گذرد داستانی است بر محور ایستادگی 300 بادی گارد شخصی لئونیداس - شاه اسپارت – روبروی سپاه یک میلیون نفری ایران ، و متوقف ساختن سپاه ایران به مدت سه روز .

راوی فیلم در ابتدا توضیحاتی در مورد بزرگ شدن مردهای اسپارتی می دهد و سختی هایی را که آنها می کشند تا بزرگ شوند نشان می دهد ، توضیحات راوی با بزرگ شدن یک پسر همراه است که در انتها مشخص می شود کسی که بزرگ شدنش به رویت بیننده رسیده لئونیداس است . وی پس از بازگشت از کوه و بیابان و جنگل ، یک روزه پادشاه می شود ، احتمالا پس از 3 ماه یا 3 سال ، سفرایی از ایران به اسپارت می آیند و به اسپارت می گویند یا تسلیم شو و یا آماده جنگ باش . که پادشاه اسپارت بر خلاف اصول دموکراسی ( که در فیلم سمبل یونان است ) سفرای ایران را می کشد .

با این کار اسپارت جنگ را برای اسپارت می خرد ، نکته جالب آن است که لئونیداس تمامی تلاش خود را برای جنگ با ایران می کند و نزد الهه ای می رود که اجازه جنگ را بگیرد اما طبق معمول سینمای هالیوود عوامل خشایارشا الهه جنگ یونان را خریده اند و وی دستور تسلیم شدن را می دهد .

لئونیداس که نمی تواند اجازه جنگ را بگیرد با 300 بادی گاردش به پیشواز سپاه خشایارشا می رود تا در راه حفاظت از آزادی و دموکراسی یونان و سرتاسر اروپا ( که معلوم نیست در کجای تاریخ قدیم نقش داشته اند ) شهید شود . در این راه از شهری می گذرد که سپاه ایران آن را با خاک یکسان کرده است . و تنها یک کودک زخمی زنده مانده که با بردن نام گارد جاوید خشایارشا در آغوش لئونیداس جان می دهد .

نکته بسیار جالب آن جاست که وقتی 300 اسپارتی به جلوتر می آیند سپاه ایران را می بیند و هیچ معلوم نیست که سپاهی که به جلو آمده به چه منظوری عقب نشینی کرده ، به هر روی اسپارتی ها در راه  رسیدن به ارتش ایران ابتدا غرق شدن ناوگان دریایی ایران را مشاهده می کنند و سپس سپاه پیشدار ایران را مشاهده می کند که از شهرهای سر راه باج می گیرد که خشایارشا آنها را با خاک یکسان نکند در این راه ، این پیشدار که وصف ظاهرش زننده اش لازم نیست ، با اسپارتی ها برخورد می کند و اسپارتی ها او را ادب می کنند .

سپس فیلم لحظه برخورد اولیه اسپارتی ها با ایرانی ها را نشان می دهد که اسپارتی ها سربازهای از جنگ هیچ چی نفهم ایرانی را قلع و قمع می کنند . و بعد سپاه پشتیبان است که نابود می شود و کوهی از سربازهای تلف شده ایرانی ایجاد می شود ، این گونه است که روز اول به پایان می رسد و در پایان روز سربازهای نیمه جان ایرانی توسط اسپارتی ها کشته می شوند . ( البته با دموکراسی کامل برای نجات یافته گان )

در روز بعد ارتش میلیونی ایرانی که از پس 300 نفر بر نیامده مجبور است از گارد جاوید استفاده کند که معمولا بر اساس جنگ های ایران در قلب سپاه هستند و تا لحظه آخر وارد جنگ نمی شوند ، البته این سپاه دارای غول های بی شاخ و دمی هستند که تشنه خون انسان ها هستند و یکی از همین غولها می رود که لئونیداس را بکشد اما لئونیداس که قهرمان داستان است ، سر این غول بی شاخ و دم را از تنش جدا می کند ، پس از آن گارد جاوید که از کشتن این 300 نفر بر نمی آید فیل های ایرانی هستند که به پیش می آیند و البته به ته دره می افتند . روز دوم که تمام می شود اگر درست به خاطر بیاورم خشایارشا به پیش می آید تا با لئونیداس صحبت کند ، که البته لئونیداس او را به جنگ دعوت می کند و می گوید ما پاسدار دموکراسی و آزادی غرب هستیم و حاضریم در این راه بمیریم . البته ممکن است در روز اول با خشایارشا ملاقات کرده باشد ، چون این نقد را با تفاوت 4 – 5 روز از مشاهده فیلم می نویسم ممکن است فراموش کرده باشم بهرحال این گفتمان است که پیام فرانک میلر را مبنی برایستادگی اسپارتی ها بیان می کند .

در روز بعد هم هیولاهای ایرانی با کرگدن های خود به اسپارتی ها حمله ور می شوند که این کرگدن نرسیده به اسپارتی ها بر روی زمین می افتد ، پس از آن نوبت به جادوگرهای ایرانی می رسد که به سمت اسپارتی ها نارنجک پرتاب می کنند . و البته طبق معمول لئونیداس قهرمان تمامی نارنجک های ایرانی را نابود می کند و بدین ترتیب روز سوم هم به پایان می رسد .

به هر روی در روز چهارم و پس از توقف سه روزه ارتش ایران که از پس 300 نفر بر نیامد به یاری یک پیرمرد گوژپشت اسپارتی ( که در روز اول به نزد لئونیداس رفته و لئونیداس به علت اینکه او نمی تواند قدش را راست کند از پذیرش وی در ارتش 300 نفره اش معذور است ، ) و با وعده زن های روسپی و البته یک دست لباس ارتش ایران ، با راهنمایی وی تعدادی از سپاهیان گارد جاوید را به پشت 300 اسپارتی می فرستد تا آنها محاصره شوند ، نکته جالب آنکه در این روز خشایارشا سوار بر یک مرکب بزرگ و عظیم وارد میدان جنگ می شود و سفیر صلح و دوستی ایران مثل همیشه قبل از نبرد ، نزد لئونیداس می رود و به او می گوید صلح کن تا اسپارت متعلق به تو باشد و یونان تابع تو باشد ، فقط باید تحت نظارت شاه ایران باشی که لئونیداس ابتدا قبول می کند ولی در چند ثانیه یاد خاطراتش می افتد و نظرش عوض می شود و با یک فرمان ، شخصی از پشت وی سفیر ایران را به قتل می رساند و لئونیداس نیزه خود را به سبک قهرمانان المپیک به سمت خشایارشا پرتاب می کند و خشایارشا که منتظر است تا این نیزه به او اصابت کند منتظر می ماند تا این نیزه گوشه لبش را پاره کند . پس از آن در کمتر از 15 ثانیه سپاه 300 نفری اسپارتی نابود می شود .

البته فیلم یک جریان انحرافی دارد که همسر لئونیداس آن را پیش می برد و کلیت آن بر محور حمایت های وی از لئونیداس و همراه ساختن ارتشی است که الهه جنگ آنها را از جنگ محروم کرده این زن در این راه و بر پایه اصول دموکراسی غرب مانند یک روسپی عمل کرده و با فرمانده ارتش همخوابگی می کند البته روز بعد در مجلس مشخص می شود که این فرمانده نوکر دربار ایران بوده چراکه وقتی در مجلس همسر لئونیداس وی را به قتل می رساند از جیب وی دریک های هخامنشی که با تصویر خشایارشا مزین شده  ، بیرون می ریزد و مجلس متقاعد می شود که سپاه را به جنگ با ارتش ایران بفرستد و صحنه آخر فیلم ارتش هزاران نفری یونان را به سرکردگی مورخی که لئونیداس فرستاده نشان می دهد که برای رزم با ارتش ایران آماده شده اند .

نقد فیلم

در زیر به نکاتی اشاره می شود که از لحاظ تاریخی مشکل دارند .

اصولا ایرانی ها ماند لشکر بربرها نشان داده شده اند و در مجلس اسپارت علنا ایرانی ها بربر خطاب می شوند .

از تعریف چهره پلشت ایرانی ها که شباهت به هر چیزی بجز آدمیزاد داشت خودداری می کنم .

لباس ارتش ایران بد طراحی نشده بود ( ارتش پیاده نظام ) اما کلاه آنها بیشتر یادآور اعراب مسلمان بود و با استفاده از فیلم برداری هوشمندانه چیزی که بیشتر به نظر بیننده می آید عرب بودن ارتش است نه ایرانی بودن آنها .

گارد جاوید که درواقع تنها ارتش منظم ایران بوده ( ارتش 10 هزار نفری شاهنشاهی ) ارتش ارواح نامیده می شود .

جادوگران یهودی که به خشایارشا خدمت می کنند دقیقا یادآور ساحرهای فیلم ده فرمان هستند و گویا کارگردان قصد دارد بیننده را متوجه سازد که ارتش ایران از ایرانی خالی بوده و تمامی اشخاص مهم در ارتش غیر ایرانی بودند ، حتی لباس جادوگر ها که مجهز به نارنجک بودند مانند لباس کاهن های یهودی است  

اسپارت در فیلم به قدری مهم نشان داده شده که بیننده در صورت نداشتن اطلاعات فکر میکند خود یونان است ، اصولا از لحاظ تاریخی و بر اساس گفته هرودوت و گزنفون ، یونان شامل 11 کشور بود و هیچ کشور واحدی وجود نداشت و اسپارتی ها فقط و تنها فقط جزو سربازهای  قوی و ملبس بودند ، این اسپارتی ها حتی آن قدر قدرت نداشتند که سرتاسر یونان را فتح کنند و کشوری یکپارچه ایجاد کنند ، اما در فیلم مضهر قدرت سرتاسر یونان معرفی می شوند و حتی در چندجا یونان معرفی می شود . و حتی برای تمامی یونان تصمیم می گیرند . توجه داشته باشید که اصولا چیزی که در تمامی 11 کشور تابع آتن مهم بوده خود آتن بوده و آتن است که یونان خطاب می شده و حتی خود آتن همیشه با لفظ آتن خوانده میشده و نه یونان . حتی خشایارشا برای جنگ و آرام کردن آشوبی آمده که در آتن حکمفرماست و نه اسپارت .

چند کشور از ملل یونان که با خشایارشا صلح می کنند و آتنی ها هم که شهر را خالی می کنند ، حال آنکه این 300 نفر از کجا سه روز خشایارشا را معطل می کنند نا معلوم است و اصلا معلوم نیست این 300 قهرمان که می توانند یک میلیون نفر را سه روز متوقف کنند چرا به یکباره و ظرف کمتر از 15 ثانیه نابود می شوند .

پیرمردی که در فیلم نشان داده شده و دروازه شهر را می گشاید ، در داستان واقعی لشکر خشایارشا را از کوه عبور می دهد اما در فیلم معلوم نیست این لشکر همراه پیرمرد چه می شود و فقط چند تصویر کوتاه از ارتش گارد جاوید نشان داده می شود که به دنبال او هستند و بعد نیست می شوند .

در روز سوم اسپارتی ها که بالاخره یکی دو نفری کشته داده اند یک نماینده برای بیان اتفاقات رخ داده به اسپارت می فرستند ، توجه داشته باشید که این شخص درواقع مورخ داستان 300 اسپارتی است ، معلوم نیست پس از بازگشت وی باقی داستان از زبان چه کسی جز فرانک میلر نقل شده است .

مرکب خشایارشا در روز سوم با استفاده از سر ستون های پارسه ( تخت جمشید ) تزیین شده که نشان می دهد فرانک میلر حتی یک ثانیه هم در این مورد تحقیق نکرده است ، چراکه سر ستونی که در این مرکب استفاده شده ، فقط در پارسه یافت شده و اثبات شده که این سر ستون در هیچ کجای قصرهای پارسه استفاده نشده و گویا مورد قبول پادشاه قرار نگرفته بوده ، اما کارگردان فیلم از این سرستون در مرکب شخصی پادشاه استفاده می کند .

معلوم نیست در کجای تاریخ زخمی شدن خشایارشا در این جنگ یاد شده است .

دریک هایی که از جیب فرمانده ارتش اسپارت بیرون می ریزد تصویر خشایارشا را بصورت کاملا واضح و مشخص نشان می دهد که به سبک سکه های جدید اروپایی ضرب شده است نشان می دهد ( منظور تصویر بزرگ خشایارشا در وسط سکه است مثل ملکه های انگلیس و غیره ) ، اصولا هر انسان نادانی می داند که دریک هخامنشی در مزان خشایارشا به سبک دریک داریوش با تصویر یک کماندار در وسط ضرب میشد که این کماندار پادشاه نبوده و بعلت ارزش سربازهای ایرانی تصویر آنها بر روی سکه ضرب میشده ، اما سکه در فیلم معلوم نیست به چه دلیلی جز غالب بودن فرهنگ یونان و صدور سکه از یونان به ایران ، بدان شکل ضرب شده است .

نکته بسیار جالبی در فیلم وجود دارد و آن قلیان خشایارشا است باز هم برای بیشتر عرب نشان دادن ایرانی ها ، نکته دیگر نشان دادن زن های همجنس باز ایرانی است که بیشتر به روسپی های آمریکایی شباهت دارند .

از نکاتی که حائز اهمیت است فیلم بردرای فیلم است که به نظر بنده از سایر عناصر فیلم نمود بیشتری داشت و هر جا کارگردان می خواهد چیزی را برجسته کند بجای اینکه از فیلمنامه کمک بگیرد از هنر فیلم برداری استفاده میکند .

داستان بر اساس واقعیت

پس از اينکه خشايارشا وارد آتن شد اردوگاه خود را در خارج از آتن قرار داد . وي مي دانست که يونانيان در پلوپونز واقع در جنوب يونان يک ارتش دارند و پيش بيني مي کرد  که ممکن است آن ارتش به آتن بيايد و وي را در آن شهر محاصره نمايد. اين بود که ارتش ايران را در خارج از آتن متمرکز کرد که اگر ارتش يونانيان آمدند ارتش او در داخل کشور محاصره نشود . خود خشايارشا بعد از ورود به شهر در عمارت پوله ته ريوم يعني عمارت مجلس سناي آتن منزل کرد . گارد جاويد که گارد مخصوص پادشاه بود نيز در همين عمارت جاي گرفت . روزي که ارتش ايران وارد آتن شد در آن ضهر حتي يک نفر هم به چشم نمي خورد ، اما عمارت بزرک آکروپل پر از جمعيتي بود که به آن پناه برده بودند تا الهه آتنه که خداي آتن بود از آنها محافظت کند و همين طور هم شد و خشايارشا امر کرد که مزاحم آنها نشوند . آنهايي که در آکروپل جمع شده بودند کساني بودند که نتوانستند خود را از آتن دور کنند بعضي از آنها بر اثر فقدان وسيله نقليه و بعضي بعلت نداشتن بضاعت در معبد بزرگ بست نشسته بودند به اين اميد که الهه اتنه آنها را خواهد رهانيد و بعلت اينکه خشايارشا به براي اديان ساير ملل احترام قايل بود از حمله به آکروپل و کساني که در آن بودند خودداري کرد و چون مي دانست که آنهايي که در آکروپل نشسته اند از حيث خواربار دچار مضيقه خواهند شد ، به آنها آزادي داد که از آنجا خارج شوند  و براي خود غذا تهيه کنند .

در تواريخ اروپا نشته شده که خشايارشا آتن را ويران کرد . اين نوشته صحيح نيست . و پادشاه ايران قلعه آکروپل را ويران کرد نه معبد آکروپل را . قلعه آکروپل که دژي بود جنگي به امر خشايارشا ويران شد ، ايم دژ بالاي تپه آکروپل به نظر مي رسيد و آن قلعه را پي زيس ترات بنا نمود . آتن شهري بود بلادفاع ، يعني شهري که براي حفظ آن نجنگيده بودند و در آن زمان هم هرگز شهرهاي بلادفاع را ويران نمي کردند .

در تواريخ اروپانوشته شده که خشايارشا بعد از ورود به آتن آن شهر را به جبران شهر سارد پايتخت ليدي که يونانيان سوزانيده بودند ، سوزانيد و ويران کرد و اين اشتباه يا تعمد بايد اصلاح شود . خشايارشا در آتن جز دژ جنگي آکرپل و ديوار شهر که اطراف آتن بود چيزي را ويران نکرد و روزي که ايرانيان از شهر رفتند تمام عمارت بزرگ شهر باقي بود و آتن را خود يونانيان در جنگ داخلي که از سال 431 تا 404 ق.م طول کشيد و به جنگ هاي پلوپونز معروف بود ويران کردند و هرکسي که در اين باره ترديد دارد بايد تاريخ توسيديد را بخواند .

توسيديد اسم جنگهاي داخلي يونان را پلوپونز گذاشته است و آن جنگها از سال 431 ق.م شروع شد يعني 50 سال پس از مراجعت ايرانيان .توسيديد صديق ترين مورخ يونان است و خود او در جنگهاي پلوپونز شرکت داشته است و وقايع آن جنگها را تا سال 411 ق.م نوشته و دنبال وقايع آن جنگ ها از طرف  گزنفون  در کتابي به نام  هله نيک  يعني يونانيان نوشته شده است و وقايع جنگ به سال 404 ق.م ختم مي شود . آتن پايتخت يونان در آن جنگها که بين خود يونانيان در گرفت ويران شد ، اما نه بطور کلي و انصاف نيست که ويراني آتن را به حساب ايرانيان بگذارند . ايران در جنگهاي داخلي يونان دخالتي نداشت مگر بطور غيرمستقيم و اسپارت  با نيروي طلايه ايران در آن جنگها با آتن مي جنگيد .

واقعيت تاريخي اين است که خشايارشا رفته بود تا اينکه آتن را ويران کند اما شجاعت يونانيان در دو جنگي که با وي داشتند خيلي در پادشاه ايران موثر واقع گرديد . از آن گذشته خشايارشا و سربازان ايراني که با وي به آتن رفتند متمدن بودند  با مفهوم واقعي اين کلمه . آنها شهرنشين به شمار مي آمدند و به آباداني علاقه داشتند و عمارت زيبا را مي پسنديدند و خشايارشا که تا آن روز هنوز مشغول ساختن کاخ پارسه يا همان تخت جمشيد بود ( کاخي که داريوش بزرگ ساختن آن را آغاز کرد ) به خود اجازه نمي داد که عمارت زيباي آتن را ويران کند .

توسيديد ميگويد در روز سوم بعد از اينکه  خشايارشا وارد آتن شد ، جار زد که هر کس از آتن رفته مراجعت کند و بداند که مال و جانش محفوظ است و چون مردم بي بضاعت و بي دست و پا که در آتن بودند غذا نداشتند و در شهر اذوقه به دست نمي آمد ، خشايارشا گفت که از گندم ارتش ايران به آنها بدهند  که براي خود نان طبخ کنند و در روز پنجم بعد از ورود ايرانيان به آتن دکانهاي نانوايي به کار افتاد و شهر آتن وضع جنگي خود را از دست داد .

در روز دهم بعد از ورود ايرانيان به آتن خشايارشا براي ديدن آکروپل رفت و حتي به خدام معبد الهه بزرگ آتن انعام داد . اسناد تاريخي نشان مي دهد که ده روز بعد از ورود ارتش ايران به آتن در محله سراميکم  چند کارگاه سفال سازي و در محله کولي توس  چند کارگاه  فلز سازي به کار افتاد و باز از اسناد تاريخي فهميده مي شود که ده روز بعد از ورود ارتش ايران به آتن از داخل خانه هاي آتن صداي چنگ به گوش مي رسيد . اين اسناد تاريخي گواهي مي دهد که آتن به دست خشايارشا ويران نگرديد چون اگر ويران مي شد ، پادشاه ايران به معبد آکروپل نمي رفت و دکانهاي نانوايي و کوزه سازي و فلزسازي در شهر بکارنمي افتاد و زنهاي جوان چنگ نمي نواختند و در يک شهر ويران اگر هم دختري وجود داشته باشد حال آن را ندارد که چنگ بنوازد .

يکي از خقايق ديگري که حتي هرودوت نتوانسته انکار کند احترامي است که ايرانيان به نواميس يونانيان گذاشتند و اين نکته را نبايد کوچک دانست . سربازان ايراني لااقل يک سال و به روايتي بيش از يک سال از زنهاي خود دور بودند و اکثر آنها جوان بشمار مي آمدند و در دوره اي از عمر بسر مي بردند که به اقتضاي طبيعت ، مرد بشدت متمايل به زن مي شود . زنهاي يونان هم بر اثر لااقل سيصد سال ورزش خوش اندام بودند و زيبايي داشتند ، معهذا ديده نشده که يک افسر يا سرباز ايراني به يک زن يوناني تعرض کند . در تمام تواريخي که يونانيان راجع به جنگهاي ايران و يونان نوشته اند ، حتي يکبار ديده نمي شود که نوشته باشند که يک افسر يا سرباز ايراني به يک زن يوناني تجاوز کرده باشد . در صورتي که در عرف قديم وقتي يک شب ارتش وارد کشوري مي شد همانطور که اموال ملت مغلوب را متعلق به خود مي دانست زنهاي آن ملت را هم از آن خود مي دانست . اما ايرانيان دوره هخامنشي آنقدر مقيد به احترام نواميس بودند  که هرگز به خود اجازه نمي دادند هنگام تهاجم به يک کشور به زنهاي ملت مغلوب تجاوز کنند .

آنها مردها را اگر مقاومت مي کردند مي کشتند  و اسير مي کردند ولي زنها را محترم مي شمردند و کتزياس طبيب و مورخ يوناني که مدتي بعد از ورود خشايارشا به آتن در دربار ايران خدمت مي کرد و بيست سال در ايران بسر برد نوشته است که در ايران زني روسپي وجود ندارد . دوره توقف کتزياس در ايران دوره اي بود که اخلاق عمومي نسبت به دوره آغاز هخامنشيان سست شد زيرا پادشاهاني که پس از داريوش بزرگ و خشايارشا بر اريکه قدرت نشستند ، خود چنان بي بند و بار بودند که نمي توانستند در مسائلي که مربوط به عفت مي شود  سختگيري کنند معهذا حتي در آن زمان در ايران زن روسپي نبوده است .

نکته ديگر که در تمامي تواريخ يوناني ديده مي شود عدم خشونت سلاطين هخامنشي نسبت به دشمناني بود که ابراز اطاعت مي کردند . در تمامي مدتي که خشايارشا در يونان بسر مي برد هر کس را که ابراز اطاعت کرد مورد عفو قرار داد و هر افسر و سرباز که تسليم مي گرديد از هرگونه مزاحمت مصون بود .

اگر پادشاه ايران آتن را ويران کرد و خرابه هاي آن شهر جغد نشين شد، چرا قبل از خروج ارتش ايران از آتن قسمتي از سکنه آن شهر که مهاجرت کرده بودند مراجعت نمودند ؟ و آيا قابل قبول است که خانواده هاي با بضاعت آتني که به پلوپونز رفته بودند و در آنجا به راحتي و دور از خطر بربرها ( وحشي ها !! ) زندگي مي کردند ، جان و مال خود را بخطر بياندازند و به آتن مراجعت کنند تا در آنجا به قتل برسند و اموالشان به يغما برود و نواميسشان به دست ايرانيان بیافتد ؟

اين را هم خود يونانيان مي نويسند و مي گويند قبل از اينکه ايرانيان از آتن مراجعت کنند عده اي از سکنه شهر آتن به خانه هاي خود در آن شهر برگشتند . ذکر کلمه «  خانه » در تاريخ گواهي مي دهد که حداقل تمامي آتن به دست خشايارشا ويران نشده بود وگرنه خانه اي باقي نمانده بود تا اينکه مردم بابضاعت آتن در آن سکونت کنند .

آنچه تا اينجا راجع به ورود ارتش ايران به آتن گفتيم از تحقيق بي طرفانه پرفسور بارن انگليسي بود و ما هنگام نقل آن همه چيز را خلاصه کرديم که خوانندگان خسته نشوند (( لازم بذکر است اين مطالب را نويسنده کتاب گفته نه نويسنده وبلاگ ! )) و پروفسور بارن در تحقيق خود ، طوري آتن را هنگام ورود ارتش ايران نشان مي دهد که در بعضي از خيابانها نام خانه ها را نيز مي برد . 

 اينک سطوري چند از نوشته هرودوت را راجع به ورود ارتش ايران به شهر آتن را می خوانیم. هرودوت مي گويد :

"" وقتي وحشيان ( ! ) وارد آتين شدند ، ديده بان ورود آن ها را به اطلاع آتن رسانيد و آنگاه که ارتش وحشيان به آتن نزديک گرديد ، شهر تخليه شده بود ، اما يک پادگان قوي در شهر وجود  داشت و سربازان آن پادگان بر سرايرانيان سنگ باريدند و مانع از اين شدند که به ديوار آتن نزديک گردند و ارتش ايران چند روز مقابل آتن متوقف شد و نتوانست وارد شهر شود مگر بعد از اينکه آخرين سرباز مدافع  ديوار شهر به قتل رسيد . انگاه ايرانيان وارد شهر شدند و خشايار پادشاه در عمارت مجلس سنا منزل کرد و ارتش او به معبد آکروپل رفت و تمام فقرايي را که به آن معبد پناهنده شده بودند به قتل رسانيد و آنگاه ايرانيان معبد آکروپل  را مورد تاراج قرار دادند و هرچه داراي ارزش بود و نظيرش در دنيا وجود نداشت آتش زدند . چند روز بعد خشايارشا گفت يونانيان آزاد هستند که به آتن برگردند و به معبد آکروپل بروند و در آنجا براي  آتنه الهه آن معبد قرباني کنند و علت صدور آن فرمان اين بود که خشايارشا خوابي ديد و از چپاول و سوزانيدن و ويران کردن معبد آکروپل پشيمان شد !! ""

اين نوشته هرودوت تقريبا صد سال بعد از مرگ او به نظر اسکندر مقدوني رسيد و چون در آن موقع معبد آکروپل ويران بود ، آن جوان مقدوني يقين حاصل کرد که ايرانيان معبد آکروپل را آتش زدند و ويران کردند و براي اينکه انتقام بگيرد  کاخ پارسه (  تخت جمشيد ) را بعد از اينکه مورد يغما قرار داد آتش زد و ويران کرد و به جرات مي توان گفت که اگر هرودوت اين نوشته را نمي نوشت کاخ پارسه در فارس سوزانيده نمي شد . در اين که معبد آکروپل از طرف خشايارشا مورد تاراج قرار گرفت ترديدي وجود ندارد و خشايارشا به سبک قوانين جنگ در آن زمان تصاحب اشياي گرانبهاي آن معبد را حق خود مي دانست ولي آن معبد را نسوزانيد و ويران نکرد .

هرودوت باز هم از روي غرض نوشته است که جنگ آتن ، دو مرخله داشته يکي جنگ براي عبور از ديوار شهر و ديگري جنگ براي تصرف معبد آکروپل . دو جنگ اخير بيست روز طول کشيده و مدت بيست روز ارتش پنج ميليوني (!) ايران با يک مشت افراد بي بضاعت که نتوانسته بودند از آتن بروند و در معبد آکروپل مجتمع شدند پيکار مي کردند و بعد از غلبه تمام مدافعين را قتل عام نمودند ( ! ) .

«  پلوتارک  » هم که با هرودوت پنج قرن فاصله زماني داشته و ناگزير روايات مربوط به ورود ارتش ايران را به آتن از مورخين يوناني بخصوص هرودوت گرفته جنگ آکروپل را بيست روز ذکر مي کند و آدمي متحير مي شود که چگونه يک ارتش بزرگ پنج ميليوني  مدت بيست شبانه روز مقابل معبد آکروپل معطل شده و نتوانسته بر يک مشت افراد بي بضاعت و بي اسلحه که در آن معبد بودند غلبه نمايد . حتي اگر معبد آکروپل يک پادگان قوي  براي دفاع داشت باز در ظرف مدت کوتاهي و شايد يک روز آن پادگان از پا در ي آمد و اگر قبول کنيم  که ارتش عظيم خشايارشا مدت بيست روز مقابل آکروپل در داخل  شهر آتن معطل شد آيا دليل بر اين نيست که پادشاه ايران نخواست اقدامي بکند که سبب ويراني آن معبد بزرگ و زيبا گردد ؟؟

هرودوت نتوانسته مراجعت آتني ها را به آن شهر انکار کند و تصديق نموده که خشايارشا به مردم شهر تامين داد و آنها به آتن مراجعت کردند . خشايارشا آکروپل را ويران نکرد ولي دو مجسمه از آن خارج نمو.د و به ايران برد که در کاخ پارسه ( تخت جمشيد ) نصب نمود و هر دو مجسمه از زمامداران سابق آتن بود . يکي به اسم « هارموويوس » و ديگري به اسم « آريستو گيتون » و آن دو مجسمه را با مفرغ ساخته بودند و آنقدر از لحاظ هنري زيبا بودند که خشايارشا نتوانست از آنها بگذرد و هر دو را به ايران برد و آن دو مجسمه تا پايان سلطنت هخامنشيان در کاخ پارسه ( تخت جمشيد ) بود و بعد از اينکه اسکندر ايران را اشغال کرد آن دو مجسمه را از آن کاخ خارج کرد و به يونان فرستاد تا اينکه در کاخ آکروپل نصب شود . امروز اين دو مجسمه هست ، ولي مجسمه هاي اصلي نيست و نمي دانيم مجسمه هاي اصلي که از ايران به آکروپل برگردانيده شد گرفتار چه سرنوشتي شدند . دو مجسمه اي که امروز ديده مي شود کپي است يعني آنها را از دو مجسمه اصلي کپي کردند .

هرودوت مي گويد در حالي که خشايارشا معبد آکروپل را محاصره کرده بود و با مدافعين آن معبد مي جنگيد ، جنگ دريايي سالاميس در گرفت . اين نکته غير از جنگ بيست روزه معبد آکروپل صحت دارد و هنگامي که خشايارشا در آتن بود بين نيروي  دريايي يونان و ايران در نزديکي جزيره سالاميس جنگ در گرفت .

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 26 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

عکس هایی از شهر سوخته

عکسهای از شهر سوخته
جمجمه

         جمجمه                                                      بانوي شهرسوخته

                   نماي بخش مركزي گورستان

                     كاخ سوخته

       تدفين ساده شهر سوخته                       مهر شهر سوخته   

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 26 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

شهر سوخته

                              شهر سوخته

شهر سوخته گوهرتپه تا كنون مهمترين و بزرگترين محوطه باستاني شناسايي شده در استان مازندران است كه نخستين شهرهاي ايران نيز در اين تپه باستاني شكل گرفته است.

گورستان کهن

 شهر سوخته گوهر تپه در2 کيلومتري شمال غربي رستم کلا از توابع شهرستان بهشهر واقع است. محققان از طریق کتبی چون اشرف البلاد-از آستارا تا استارآباد و گزارشات مردمی متوجه شدند این منطقه دارای آثاری باستانی می باشد.حالت پلکانی این مکان اولین چیزی است که توجه را به خود جلب می کند. به گفته کارشناسی که در محل حضور داشت . هر طبقه نشانه یک دوره از زمان است هرچه به طبقات پایین تر می روید قدمت مکان ببیشتر می شود. او می گوید: برای انجام کاووشهایمان اگر می خواستیم به طبقه زیرین نفوذ کنیم باید لایه های بالاتر را از بین می بردیم تا به طبقات پایین تر برسیم. به همین دلیل برای خسارت کمتر به بقایای لایه های بالاتر از این روش استفاده کرده اند. مسئله دیگر اینکه این تپه انسان ساز است. یعنی با گذشت زمان مردم ساکن با از بین رفتن مکانهای قبلی به مکانهای بالاتر آمده اند.در بررسی ها و حفاری هایی که انجام شد آثار و اسکلت های بدست آمد ، نشان می دهد این مکان در عصر نوسنگی شکل زندگی روستا نشینی داشته و در دوره برنز و مفرغ مورد توجه قرار گرفته و حالت شهر نشینی پیدا کرد که احتمالا تا دوره برنز میانی فضای مسکونی و محل دفن در یک مکان بود.اما در دوره برنز متاخر(4000 سال قبل) ,هم از وسعت شهر کاسته شد و هم قبرستان را به خارج از فضای مسکونی انتقال دادند.در بین دوره برنز و آهن حدود 200 سال این منطقه خالی از سکنه شد و در عصر آهن قبرستان را به خارج از مکان مسکونی بردند و مکان دارای سراشیبی را برگزیدند تا شاهد نفوذ آب نباشند.با بررسی اسکلت ها متوجه شدند نیمی از افراد دفن شده در این منطقه مهاجر و نیم دیگر بومی بودند.قدیمی ترین تدفین این مکان مربوط به 4 تا 5هزار سال قبل است.اسکلت زنی با دستبندی مفرغی که اسکلت مرد کنار دست او را به مکان دیگری از شهرستان انتقال دادند.ظاهرا تمامی این اجساد با مرگ طبیعی مرده اند.البته در سایت جدید درپایین ترین لایه احتمال می رود سقف بر سر مردم آن فرود آمده.اجساد یافت شده به شکل جنینی یا چمپاتمه ای یا حالت آرامش قرار دارند.ایشان به حالت پهلو و جهت صورت آنها به سمت شرق است.دو نمونه تدفین غیر جنینی در این مکان یافت شد.یکی مربوط به اسکلت زن و مرد ودیگری مردی به حالت طاقباز.میانگین قد اسکلت ها 80/1 تا 75/1 بوده و میانگین سن آنها 30 تا 35 سالگی است.دو الی سه تدفین بالای 40 سال و یک بچه 8 الی ده ماهه را شاهد هستیم.دندانهای بیشتر اسکلت ها سالم بوده و نشان می دهد اکثرا در میانسالی فوت کرده اند.بنا به صحبت کارشناسی که در محل قرار داشت ، دختران در این شهر در سنین بسیار پایین فوت کرده اند. تدفین های خمره ای هم در این مکان یافت شده که یا به دلیل بیماری یا به دلیل بحث عاطفی بوده.ابزار کنار اجساد نشان از طبقه اجتماعی آن دارد.مثلا اسکت دختری 18 ساله که به صورت خمره دفن شده.(البته به گفته کارشناس ، این دختر را بعداز گذشته زمان در خمره قرار دادند.

             

 

این گفته منطقی به نظر می رسد زیرا درغیر اینصورت در خمره نمی توانست قرار بگیرد.)این دختر که در عصر آهن دو قرار داشت، را کارشناس فقیر نامید زیرا در کنار او هیچ چیزی خاک نشده بود. در این بین در عصر آهن یک شما اسکلت خانمی را می بیند که با گیره مو و شمعدانی ها،انگشت دانه و.. خود دفن شده که نشانه ثروتمندی اوست 

 

 

 درگوهر تپه هم ظروف دست ساز و هم ظروف چرخ ساز یافت شد.ظروف سیاه رنگ و قرمز رنگ –ظروف نوک منقاری یا آب ریز که مخصوص تدفین بود و کاربرد روزانه آن جهت تصفیه مایعات بوده-ظروف دسته دار مخصوص آب و غذای پس از مرگ-خمره که به عنوان منبع ذخیره سازی غذا استفاده می شد-ظروف عود سوز که برای بعنوان هدیه کاربرد داشت-جام می و پیمانه-ظروف پخت و پز و پیمانه های مواد غذایی-ظروف منوقش به شکل داغ زده با اشکال هندسی-سر نیز مفرغی-تیغه های سنگی که حکم چاقو را داشتند-ابزار درو-ابزاری شبیه نوک پیکان-قاپ هایی که به عنوان ابزار بازی یا شمارش استفاده می شد-قره نی از آلات موسیقی مخصوص مازندران-بقایای گیاهی مثل جو و گندم و بقایای حیوانی مثل گوسفند, بز,گاو,گوزن, گراز که غذای مردم این منطقه بود.نهد- هاون سنگی بعنوان آرد کردن ذرت و ...-سنگ صاف برای سابیدن که سطح آن صیقل دارد-پاشنه در-سنگ های صاف برای تیز کردن ابزار جنگی-سنگ های مادر که تیغه های سنگی از آن جدا کرده و بعنوان ابزار برش و دور کاربرد داشتند-چند خاک حرارت دیده-چند پایه از ظروف سفالی-فلاخن سنگی و سفالی-دستبند مفرغی-گوشواره-حلقه مفرغی-سنجاق سر-مهره های سنگی-خنجر مفرغی و آهنی-سر نیزه و پیکان مفرغی-دوک های سفالی به عنوان نخ ریسی –روی کف قبر یکی از اجساد بقایای الیاف یافت شد و روی یکی از خنجرهای مفرغی نیز-دو نقاب یکی روی  سر و یکی زیر سر اجساد که از جنس مفرغ بوده-استفاده از تکه های سفال به عنوان سفال فرش در مکان ورود به  محل زندگی-استفاده از روش چینه ای یا کیسه ای در معماری ساختمان-استفاده از خشت خام-یافت شدن جای تیرک هایی که چوب را به شکل عمود در آن می کاشتند-تنور-آتشکده-کارگاه صنعتی مثل کوره ذوب و کوره سفال پزی .کوره ذوب این منطقه احتمالا مربوط به عصر آهن یک است.کوره سفال پزی آن به شکل دو طبقه که در داخل آن قالب سفال,سنگی که به عنوان ورزدادن گل ها استفاده می شد یافت گشته بهمراه دو یا سه نمونه سفال که هنوز از کوره خارج نشدند.

چیز جالب دیگری که در تدفین اجساد به چشم می  خورد ، این است که اجساد را با غذا خاک کردند. در کنار اجساد استخوان حیوانات و دانه های گندم وجو قرار دارد و نشانه این باور است که مرده ها بعد از مرگ دوباره زنده خواهند شد. به همین علت در کنارشان آذوقه قرار می داند. کارشناس مربوطه صحبت از وجود بقایایی گوشت حیوانات در کنار اجساد خبر داد. البته به دلیل سوالهای پیاپی ما بسبب شد این موضوع فراموش شود و در نتیجه ما بقایای گوشت را ندیدیم.مورد جالب دیگری که در این مکان دیده می شود، وجود حفره های در شهر بود که ما در ابتدا فکر کردیم ،قنات هستند. که البته کارشناس این فکر ما را رد کرد و داستانی از باور مردم برای ما تعریف کرد. در قدیم معتقد بودن در عیدها اسبی از خاک (همان حفره ها) بیرون می آید و به سمت دریا می رود تا آب بنوشد، اگر کسی این اسب را ببیند و گل بر او زند و به  طلا تبدیل می شود. البته این یه باور خرافی است و هنوز به درستی مشخص نشده این حفر ه ها چیست؟!و دیگر آنکه با وجود دیوارها ، ظروف و... اثری از سقف در این مکان نبود. این موضوع توجه من را به خود جلب کرد. علت را جویا شدم و اما پاسخ: بدان علت است که سقف در این مکان از جنس نی بوده است.  

      

كشف پيكرههاي گاو مقدس در مازندران

كاوش هاي باستان شناسي در گوهر تپه مازندران به كشف بقاياي چند پيكره گاو که احتمالا براي انجام مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفتند، منجر شد.كاوش هاي باستان شناسي در اين استان نشان مي دهد كه مازندارن از 400 هزار سال پيش تاكنون محل زندگي بشر بوده و حدود 5 هزار سال پيش شهر نشيني در اين استان به شكوفايي رسيده است. گوهر تپه مازندران بزرگترين گواه اين ادعا است.در كاوش هاي باستان شناسي گوهر تپه چند پيكره گاو بدست آمد كه يكي از آنها نسبتا سالم مانده است.

ريتون نوعي پيكره سفالي با فضاي تو خالي است كه در آن مايع مقدس ريخته مي شده و در مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفته است.ريتون هاي كشف شده شكسته هستند اما ريتوني كه سالم مانده و از بقيه بزرگتر است، نشان مي دهد تا چه اندازه هنرمندانه ساخته شده است. ريتون ها غالبا در مكان هاي مذهبي از قبيل پرستشگاه ها مورد استفاده قرار مي گرفتند اما ريتون هاي كشف شده در گوهر تپه مازندران داخل يك پيك ( زباله داني ) درون بخشي از يك معماري كشف شده اند.كشف مواد فرهنگي از قبيل سفال در اطراف معماري كشف شده نشان مي دهد اين ريتون ها متعلق به دوره عصر آهن ( هزاره اول پيش از ميلاد ) هستند اما تشخيص كدامين دوره عصر آهن نياز به مطالعه بيشتر ريتون ها دارد.همچنین ريتون ها بازگو كننده بخشي از عقايد مردم اين منطقه در گذشته است، اين پيكره ها نشان مي دهد كه مردم اين منطقه 3 هزار سال پپيش گاو نر و كوهان دار را پرستش مي کردند. اين احترام امروز هم درميان مردم منطقه رواج دارد. در بخش هايي از مازندران گاو هايي وجود دارند كه به آنها ورزا يا جون دكا گفته مي شود. اين گاوها كه غالبا نر هستند نماد باروري و تلاش هستند و همچنان در ميان اين مردم مورد احترامند.

تک نوازی

تازه ترين كاوش هاي باستان شناسان در این محوطه ، كشف يك وسيله ناشناخته از جنس استخوان در كنار يك اسكلت منجر شد كه به اعتقاد برخي موسيقي دانان برجسته مازندران به ساز  قره ني شباهت دارد.اگر بررسي هاي باستان شناسان به اثبات اين ادعا بينجامد اين شي 3هزار ساله قديمي ترين ساز كشف شده در حاشيه درياي خزر است.به اعتقاد باستان شناسان اگر فرضيه ساز بودن اين شيء اثبات شود، تاريخ موسيقي در ميان ساكنان حاشيه درياي خزر دگرگون شده و 1000 سال ديگر به عقب مي رود.اين شئي از شاخ گوزن ساخته شده و به انتهاي آن يك ورق مفرغي با 7 عدد ميخ پرچ شده بود. روي اين شئي استخواني چند سوراخ ديده مي شود. دو تن از موسيقي دانان برجسته مازندران اعتقاد دارند اين شئي شبيه قره ني است و با توجه به سوراخ هاي روي آن احتمال اثبات اين ادعا مي رود. هنوز بررسي‌هاي انسان شناسي روي اين اسكلت انجام نشده ‌است اما با توجه به درشت بودن استخوان‌هاي اسكلت و وجود خنجر در كنار آن، باستان شناسان احتمال مي‌دهند اين اسكلت متعلق به يك مرد باشد. با اين حال براي اثبات آن نظر، نياز به نظر كارشناسي يك انسان شناس است. در كنار اين اسكلت النگو و گردنبند نيز پيدا شده است. همچنين در اطراف سر اين اسكلت يك نوار برنزي و يك ورق مفرغي قرار دارد.در كنار اين اسكلت ظرفي شبيه جام و يك پيمانه نيز قرار دارد.به گفته موسيقي دانان مازندران با توجه به گزارش هاي مورخين، قديمي ترين تاريخ استفاده از موسيقي در حاشيه درياي خزر مربوط به زمان اشكانيان است.بقاياي کوره هاي سفال عصر آهن و برخي ساختارهاي صنعتي نظير بقاياي کارگاههاي ساخت ابزار  و توليد فلز در گوهر تپه نشان مي دهد که اين منطقه داراي سيستم اقتصادي پيشرفته اي بوده است.

گوهر تپه تنها سايتي است که گروه سفال آن توانايي بدل سازي سفالينه هاي کشف شده را در محل کشف دارد. هم اکنون يک  کوره سفال با مصالح سنتي  در نزديکي کوره عصر آهن ساخته شده که مي تواند سفال ها را در اندازه هاي کوچکتر براي ارائه به بازديدکنندگان سايت تولید کند.

       

چگونه گوهر تپه را حفظ کنیم

 

چه اتفاقی باعث شده است گوهرتپه از حالت شهري خارج شود و ديگر مکان زندگي مردم نباشد؟ گوهرتپه در چه زماني کاملا متروک شده است؟ مي توان حدس زد که يکي از دلايل متروک شدن  اين منطقه، ساماندهي حکومت مرکزي در دوره هخامنشي باشد  که در اواخر عصر آهن 2 رخ داده است. مي توان حدس زد که به دليل تمرکز مراکز قدرت دوره هخامنشي در منطقه فارس تمدن آرام آرام حول محور فارس شکل گرفت و تمدن هاي موجود در اين منطقه به مرور زمان از ميان رفت. از طرف ديگر  وقتي قلمرو يک شهر کوچک مي شود، ديگر نمي تواند جمعيت منطقه را ساماندهي کند بنابراين مردم ناچار مي شوند دست به کوچ بزنند.

توسعه یا ویرانی

اتوبان ساري- بهشهر بخش اعظمي از  آثار اين تمدن را از ميان برده است. اما توپوگرافي تپه نشان مي دهد که بازمانده شهر عظيمي است.در ترکمنستان هر چه بيشتر به سمت غرب حرکت کنيد، مي بينيد فرهنگي که ديده مي شود متعلق به آن منطقه نيست و اين سوال را به وجود مي آورد که مرکز ثقل اين فرهنگ کجاست؟در اینباره می توان گفت: بخش شرقي مازندران و بخش غربي گلستان منشا اين فرهنگ بوده است.

مزارع گندم با خوشه هاي کامل اما سبز ، بسيار زيباست اما اين زيبايي در چشم کساني که با رنج زمين را کاويده اند و اطمينان دارند در زير اين مزارع، گذشته اي کهن خفته است، شايد به چشم نيايد.آثار و گورهاي به دست آمده در گوهرتپه  در ارتفاع بسيار کمي از سطح زمين هاي زراعي قرار دارد به طوري که مي توان اطمينان داشت که برخي از آثار با شخم زدن زمين به راحتي از ميان مي رود.بدنه يک ظرف سفالين در يکي از ديواره هاي سايت موزه گوهر تپه قابل تشخيص است که علاوه بر گسترش زمين هاي اين سايت در زير مزارع اطراف، نشان دهنده ارتفاع بسيار کم کاوش هاي به دست آمده از سطح زمين هاي کشاورزي اطراف اين سايت است. تا کنون 3 هکتار از اين زمين ها را خريداري شده اما متاسفانه شايد 50 درصد امکانات ما در مطالعات عصر آهن در اثر خيش تراکتورها در زمين هاي کشاورزي اين ناحيه از ميان رفته است. با يک شخم آثار عصر آهن بر روي سطح قرار مي گيرد و مردم به آساني مي توانند اين آثار را جمع آوري کنند. وجه تسميه اين تپه نيز به همين نکته بر مي گردد که براحتي مي توان در اين زمين ها به اشياي باارزش دست يافت.ريشه هاي درختان مرکبات  ظرف 5 سال مي تواند آثار تمامي دوره هاي  موجود در محوطه هاي باستاني را تخريب کند.چون در هر 5 متر يک درخت کاشته مي شود و مي تواند آثار موجود در زير خاک را تا ارتفاع 7 متر نابود کند.اين در حالي است که در بيش از 6 هزار متر از زمين هاي اطراف سايت موزه گوهرتپه درخت مرکبات کاشته شده است.

 

چگونه گوهر تپه را حفظ کنیم؟

 

استفاده از تخصص باستان شناسان در گوهرتپه تنها نيازمند توجه جدي تر ميراث فرهنگي به اين سايت است. گوهرتپه آنقدر ارزش دارد که هر قدر طلب کند روز آن سرماگذاري شود.محوطه سايت موزه گوهرتپه هم اکنون زير سقف بلندي قرار دارد که آن را از گزند باران حفظ مي کند اما اشيا و اجساد به دست آمده در اين سايت در معرض آسيب جدي قرار دارد. کارشناس مربوطه درباره حفاظت از اين سايت مي گويد: نگهداري از گوهرتپه و حفاظت از آثار به دست آمده تنها با حمايت جدي بخش معاونت فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و بخش حفاظت و مرمت را طلب مي کند. با اين حمايت ها مي توان اميدوار بود که اين سايت موزه آسيبي نخواهد ديد.به گفته سرپرست كاوش‌هاي باستان‌شناسي گوهرتپه مازندران قرار بود تپه‌ باستاني گوهرتپه با پايگاه غارهاي باستاني ادغام شود و هر دو موضوع در قالب يك پايگاه ديده شود. اما هنوز هيچ اقدام رسمي مبني بر اين ادغام انجام نگرفته است. گوهرتپه تا كنون 4 فصل كاوش باستان‌شناسي را سپري كرده است و امروز به يكي از محوطه‌هاي مهم كشور و هم رديف محوطه‌هايي چون شهر سوخته، جيرفت، سيلك، و تپه ازبكي قرار گرفته است. اما هنوز به اندازه اين محوطه‌هاي باستاني به آن توجه نمي‌شود.كاوش‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد كه گوهر تپه سهم زيادي در شكل گيري نخستين شهرهاي سرزمين ايران را داشته و اكنون شهري 5 هزار ساله در درون اين تپه‌ها مدفون است.اين تپه باستاني درست در مسيري كه غارهاي باستاني مازندران چون كوميشان، هوتو و كمربند نيز واقع شده‌اند.  باستان‌شناسان معتقدند انسان‌هايي كه در اين غارها زندگي مي‌كردند پس از خروج از غار به مرور باعث پيدايش گوهرتپه شدند

 

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در چهارشنبه 26 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت دهم

آيا ميدانيد

واژه اي است از پهلوي به چم

زرتشتيان ايران واژه گبر دادند به چم كافر

كه گرفته شده از مگوش در زبان پهلوي به چم

مجوس را به معني پيروان كافر و آتش پرست به ايرانيان يكتا پرست نسبت دادند

اعراب وحشي بر مردمان پاك ايران نام نهادند واژه عجم بوده است

خطبه اي به مردم ميگويد

: پس از يورش سپاه اسلام به ايران مردمان بهدين ايران زمين را "گبر" خوانده شدند . گبر( معني ) مرد و در كردي و بلوچي نيز همين معنا را دارد . ولي اعراب به. از ديگر نامهايي كه به ايرانيان نسبت دادند واژه مجوس بود( معني ) مغ و پيشواي ديني زرتشتي است . ولي سپاه اسلام. از ديگر واژه هايي كه. به طوري كه علي بن ابي طالب در: سلام بر شما مردمان كوفه كه شما شوكت عجمان را از بين برديد ( تاريخ

. (

طبري - جلد 6 - ص 2208

آيا ميدانيد

ميگفته اند

اورامان وجود دارد كه هنوز به اوستايي سخن مي گويند

اصيل ايراني تشكيل شده است

: گويشهاي كهن ايراني هنوز زنده هستند . آذري هاي ايراني در گذشته به پهلوي تاتي سخن. تالشي ها نيز بسياري از واژه هايشان پهلوي مي باشد . شهري در كردستان ايران به نام. لرهاي ايراني گويششان از كهن ترين واژه هاي.

آيا ميدانيد

آمده است

قدري از مردمان ايراني شهر طبرستان ايران كشتند كه در شهر حتي يك نفر هم باقي نماد

سالها در برابر تجاوز اعراب كمر خم نكردند

: در كتاب مشهور مقدمه ابن خلدون - صفحه 567 شرح يورش سپاه امام حسين به ايران. در آنجا ذكر شده است كه سپاه امام حسن و امام حسين كه خود در راس آن بودند به. طبرستان.

آِيا ميدانيد

نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد روزبه بوده است

اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود

دادويه بود و از شهر اردشير خوره

و دمنه

گفته اند روزي او از كنار درب مهر

گر شدم از تو برون

دل نهادم آنجا به درون

رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند و سپس

پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و

سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند

سن

: فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع. ولي از شدت خفقان و فشار مذهبي. نام پدرش( فيروز آباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله- سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود . مورخين( آتشكده اي ) عبور ميكرد و به زبان بلند شعري خواند : اي خانه مهر- با چشمي اشكبار و قلبي پر خون - سوگند به خاك درت اي درگه مهر - تن بردم و. اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را. اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري در36 تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است .

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در يكشنبه 23 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت نهم

آيا ميدانيد

ستايش كرد

شاهنشاهاني كه پرسپوليس را ساختند

آمرزش نمود و در نهايت در كنار اين بناي باشكوه ايراني شراب نوشيد

: شاهنشاه شاهپور ساساني در كنار كاخ پرسپوليس ( تخت جمشيد ) رفت و نياكان خود را. وي نخست يزدان پاك را ستايش كرد - سپس نياي خود را ستايش كرد - سپس( داريوش و خشيارشا ) را ستايش كرد و براي آنان از خداوند طلب.

آيا ميدانيد

هزار سال پيش در سرزمين مقدس ايران بوجود آمده است

ايراني دارد

: بسيار از آيين هاي دين مسيحيت برگرفته شده از آيين ميترايي ايراني است كه در هفت. حتي اسامي روزهاي آنان نيز ريشه اي. مانند : دوشنبه ( مه شيد ايراني ) = ماندي يا شنبه ( كيوان شيد = ساتورن ايراني ) =

ساتوردي و يا يكشنبه

بيست و يك ميلادي آنرا تعطيل رسمي و روز جهاني مهر اعلام نمود

( مهرشيد ايراني ) = ساندي كه همان روزي است كه كنستانيتن در سال سيصد و

آيا ميدانيد

پيشدادي سالها با ايران جنگيدند

از شهرهاي كوچك ايران شد

: كشور تركستان كنوني همان توران باستاني است و در زمانهاي شاهنشاهي كياني و. سپس با به قدرت رسيدن شاهنشاهي هخامنشي و اشكاني و ساساني يكي.

آيا ميدانيد

شاهنشاهي آسيا به مدت

تحت كنترل ايران بخشيد

كرده بود ولي تمام كشورهاي آسيا براي وي گريستند

: شاهنشاه كمبوجيه فرزند كورش بزرگ در نخستين اقدام بعد از نشستن بر اريكه3 سال تمام خدمات نظامي ( سربازي ) و ماليات ها را براي مردمان كشورهاي. به طوري كه هرودوت مينويسد پس از مرگ وي با اينكه مشكل روحي پيدا.

آيا ميدانيد

در پايتخت امپراتوري خود باغهاي عظيمي را بنا نهاد كه آنها را پرديس نام نهاده بود و به مرور زمان آن

به پارادايز انگليسي تبديل شد

: واژه پاردايز در زبان انگليسي از باغهاي سلطنتي كورش بزرگ گرفته شده است . كورش

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در يكشنبه 23 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت هشتم

آيا ميدانيد

: تاريخچه نام سرزمينهاي آذربايجان ما برگرفته شده از سنت نيك زرتشت گرامي است .

اين نام از زبان پهلوي گرفته شده است و در حقيقت آتروپاتان بوده است

آتش

. به چم ( معني ) نگهدارنده. به مرور زمام آن تغيراتي گرفت و آذرآبادگان شد و هم اكنون آذربايجان

آيا ميدانيد

ماه آن به گفته مورخان بيرق شناس همان آيين ميترايي و مهر و خورشيد است

يورش سپاه اسلام يكي از شهرهاي كوچك ايران بوده است و فرهنگ و سنت مردمانش بسيار برگرفته

شده از سنتهاي ايراني است

: پرچم كشور تركيه كنوني برگفته شده از آيين ميترايي سرزمين ايران است . رنگ سرخ و. اين كشور تا قبل از.

آيا ميدانيد

ارشير ساساني است

: شهر فيروز آباد كنوني در استان فارس همان اردشيرخره - شهر بنا شده توسط شاهنشاه.

آيا ميدانيد

تقسيم شده بود و ايران تجزيه شده بود و اين اردشير پاپكان بود كه بارديگر ايران را از نابودي حتمي

نجات داد و همه شهرهاي تجزيه شده را گردهم در آورد و امپراتوري ساساني را بنا نمود كه برگرفته از

تمدن كهن پارس بود

: امپراتوري شاهنشاهي اشكانيان در اواخر حكومتش به بيش از 240 كشور و حكومت مستقل

آيا ميدانيد

اش از باگوان

: پايتخت كشور از دست رفته ايراني - آذربايجان - كه باكو نام دارد ريشه تاريخي نامگذاري- باگاوان - بادكوبه - پهلوي ايراني گرفته شده است . اين واژه در پارسي باستان به چم (

معني

) سرزمين خدايان بوده است كه پس از يورش سپاه اسلام تغيير لغتي پيدا نمود و باكويه ناميده شد

آيا ميدانيد

ايران بوده است

تاريخ ايران باستان آمده است كه در اين شهر شاهنشاه انوشه روان هفته اي يكبار دادگستري مينموده و

داد مظلومان را بررسي ميكرده است 

(این بخش ادامه دارد و هر هفته تکمیل می شود)

: پايتخت عراق كنوني كه بغداد ناميده ميشود واژهاي كاملا ايراني است و اين شهر پايتخت( تيسفون ) . بغداد به معني بغ + داد به چم ( معني ) داده شده از طرف خداوند . در

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در شنبه 22 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

اولین دانشگاه جهان



 

سرزمین كهن ایران كه از هزاران سال پیش نهال فرهنگ و تمدن را در خود بارور ساخته است سهم بسزایی در رشد و تحول انسان داشته است.
تاریخ تمدن بیانگر نقش ارزنده ایرانیان در علوم و فنون است. این سرزمین نه فقط جنگاوران و جهانگیران را در خود جای داده است، بلكه اندیشه ورزان و خردمندانی بس بزرگ از آن برخاسته اند. پس از آن كه حكومتهای عظیم و قدرتمند تشكیل شدند، می‌بایست توجه بیشتری به فرهنگ، علم و ادب می‌شد و در این راه، ایرانی آن قدر گشاده دل و آزاد اندیش بود تا تفكرات متفاوت و حتی متناقض را در خود جای دهد، در طول قرنها حافظ فرهنگ و تمدنهای مختلف و خود نیز پایه ریز فرهنگ والایی بود كه نه تنها بر فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی ‌نفوذ و تاثیر ویژه ای داشت، بلكه بر ملل و اقوام دیگر نیز اثرات پاینده و ارزنده ای باقی گذاشته است.

بقیه متن را در ادامه مطلب ببینید

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در جمعه 21 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت هفتم

آيا ميدانيد

است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دور بماند

شاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقام والايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در

: كلمه تخت جمشيد واقعي نيست و تنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهاي داريوش بزرگ. تخت جمشيد در لغت به معني محل تاجگذري و تخت

6000

اش شهر پارسه است و يوناني ها آن را پرسپوليس ناميدند به معني پرس

سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است . به همين دليل كاخ هاي داريوش بزرگ نام حقيقي= پارسه - پارس + پوليس =

شهر و در كل به معني شهر پارسه ناميدند و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از ورود اسلام

به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگر اسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد

كورش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند و نام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند

تخت سليمان كه هيچ مفهوم تاريخي ندارد و در اصل آتشكده آذرگشنسب نام داشته و تنها براي محفوظ

آيا ميدانيد

: تاريخچه نام سرزمينهاي آذربايجان ما برگرفته شده از سنت نيك زرتشت گرامي است .

اين نام از زبان پهلوي گرفته شده است و در حقيقت آتروپاتان بوده است

آتش

. به چم ( معني ) نگهدارنده. به مرور زمام آن تغيراتي گرفت و آذرآبادگان شد و هم اكنون آذربايجان

آيا ميدانيد

ماه آن به گفته مورخان بيرق شناس همان آيين ميترايي و مهر و خورشيد است

يورش سپاه اسلام يكي از شهرهاي كوچك ايران بوده است و فرهنگ و سنت مردمانش بسيار برگرفته

شده از سنتهاي ايراني است

: پرچم كشور تركيه كنوني برگفته شده از آيين ميترايي سرزمين ايران است . رنگ سرخ و. اين كشور تا قبل از.

آيا ميدانيد

ارشير ساساني است

: شهر فيروز آباد كنوني در استان فارس همان اردشيرخره - شهر بنا شده توسط شاهنشاه.

آيا ميدانيد

تقسيم شده بود و ايران تجزيه شده بود و اين اردشير پاپكان بود كه بارديگر ايران را از نابودي حتمي

نجات داد و همه شهرهاي تجزيه شده را گردهم در آورد و امپراتوري ساساني را بنا نمود كه برگرفته از

تمدن كهن پارس بود

: امپراتوري شاهنشاهي اشكانيان در اواخر حكومتش به بيش از 240 كشور و حكومت مستقل

آيا ميدانيد

اش از باگوان

: پايتخت كشور از دست رفته ايراني - آذربايجان - كه باكو نام دارد ريشه تاريخي نامگذاري- باگاوان - بادكوبه - پهلوي ايراني گرفته شده است . اين واژه در پارسي باستان به چم (

معني

) سرزمين خدايان بوده است كه پس از يورش سپاه اسلام تغيير لغتي پيدا نمود و باكويه ناميده شد

آيا ميدانيد

ايران بوده است

تاريخ ايران باستان آمده است كه در اين شهر شاهنشاه انوشه روان هفته اي يكبار دادگستري مينموده و

داد مظلومان را بررسي ميكرده است

: پايتخت عراق كنوني كه بغداد ناميده ميشود واژهاي كاملا ايراني است و اين شهر پايتخت( تيسفون ) . بغداد به معني بغ + داد به چم ( معني ) داده شده از طرف خداوند . در

ماندن اين مكانها از دست اعراب بدوي و شتر سوار مردم باهوش ايران نام اين مكانهاي ارزشمند را تغيير

دادند

. همانطور كه آرامگاه. يا نمونه ديگر

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در جمعه 21 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا میدانید قسمت ششم

 ميدانيد : در دوره شاهنشاهي اشكانيان برق و باطري براي نخستين بار در جهان كشف شده بود . اين

باطري از دل خاكهاي بغداد كه قلمرو پادشاهي ايران بود و توسط ايرانيان ساخته شده بود در سال 1938

توسط كونيگ آلماني بدست آمد و به ثبت رسيد و هم اكنون در موزه بغداد نگهداري ميشود .

آيا ميدانيد : ساختمانهاي ضد زلزله در عصر هخامنشيان پايه گذاري شده است . بناهاي ساخته شده در

2500 سال پيش در مجتمع پاسارگارد تحمل زلزله با شدت 7 ريشتر را دارند.اين بنا ها بر روي دو پي

قراردارند كه پي اول از سنگ و ملات و ساروج بوده و پي دوم فقط از سنگ مي باشد كه بر روي پي اول

مي لغزد و به اين ترتيب مي تواند در برابر زلزله مقاومت كند .اين شيوه جز جديدترين تكنولوژي سازه

مي باشد كه در دنيا انجام مي شود و ايرانيان در زمان هخامنشيان به آن پي برده بودند و چقدر اسفناك

است كه پس از 2500 سال در اين كشور زلزله 5 ريشتري باعث مرگ 40000 ايراني مي شود. همانطور

كه آگاه هستيد ايران در خط زلزله خيز جهان قرار دارد و بناهاي پرسپوليس و پاسارگاد كه از 2500 سال

پيش تاكنون باقي مانده است گواي اين سند است

آيا ميدانيد : سنتي كه امروزه امريكايي ها و اروپايي ها قبل از صرف غذا براي نيايش خداوند دارند در

2000 سال پيش ايران اجرا مي شده است . گوشه اي از كارنامه درخشان شاهنشاه اردشير پاپكان : { روزي

اردشير از نخچير گرسنه و تشنه اندر خانه آمد . سپس واج ( دعاي قبل از غذا ) خواند و كنيزك آن زهر

با پست ( نوعي شربت ) و شكر گميخته ( آميخته ) بدست اردشير داد }

آيا ميدانيد : سيستم اداره كشور به صورت پادشاهي براي نخستين بار در جهان توسط ايران پايه گذاري

شده است . اين سيستم هم اكنون در كشورهاي پيشرفته اي از قبيل : انگلستان - سوئد - اسپانيا - تايلند

ژاپن - دانمارك - بلژيك - لوكزامبورگ - هلند - نروژ - استراليا و . . . اجرا ميشود در بيش از 6000 سال

پيش توسط كيومرث ها و جمشيد ها و هوشنگ ها اجرا و بنيان نهاده شد . به صورتي كه جمشيد شاه تمام

مردان روحاني و مذهبي را به قشر راهنماي مردم تبديل كرد و اجازه ورود آنان به مسائل داخلي جامعه

را نداد و به آنان مكاني در خارج از شهر داد تا به ارشاد ديني مردم بپردازند سپس خود در راس كشور

آيا ميدانيد : سيستم اداره كشور به صورت پادشاهي براي نخستين بار در جهان توسط ايران پايه گذاري

شده است . اين سيستم هم اكنون در كشورهاي پيشرفته اي از قبيل : انگلستان - سوئد - اسپانيا - تايلند

ژاپن - دانمارك - بلژيك - لوكزامبورگ - هلند - نروژ - استراليا و . . . اجرا ميشود در بيش از 6000 سال

پيش توسط كيومرث ها و جمشيد ها و هوشنگ ها اجرا و بنيان نهاده شد . به صورتي كه جمشيد شاه تمام

مردان روحاني و مذهبي را به قشر راهنماي مردم تبديل كرد و اجازه ورود آنان به مسائل داخلي جامعه

را نداد و به آنان مكاني در خارج از شهر داد تا به ارشاد ديني مردم بپردازند سپس خود در راس كشور

بر اريكه شاهنشاهي نشست . آثار به ثبت رسيده شده در مسجد سليمان خوزستان ( مربوط به هوشنگ

شاه ) يكي از افتخارات ديرينه ايران دارد . نمونه اي از اقدامات پادشاهان 6000 سال پيش ايران :

هوشنگ شاه داراي انجمن پادشاهاي و رايزني حكومتي بود است

هوشنگ شاه سپاهي نظامي براي دفاع از ايران تشكيل داد

هوشنگ شاه جشن سده را كه جشن ملي بود و هم اكنون هم وجود دارد را بنا نهاد و آنرا جشن شادي

براي شكف آتش براي اولين بار در دنيا نام نهاد

هوشنگ شاه در طول چهل سال پادشاهي خود بر هفت كشور تسلط داشت و آن كشورها را تحت حمايت

ايران قرار داد

بعد از وي جمشيد شاه بر تخت نشست و ذوب فلزات و نرم كردن آهن را آغاز كرد و از آن ابزار آلات

جنگي و دفاعي ساخت

جمشيد شاه با آب و خاك و آهك و . . . خشت و ساروج ساخت و از آن ها گرمابه و . . . ساخت

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در پنجشنبه 20 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت پنجم

                               آیا می دانید :                                  

آيا ميدانيد

: داريوش بزرگ براي اولين بار در ايران وزارت راه وزارت آب سازمان املاك

سازمان پست و تلگراف

( چاپارخانه ) را بنيان نهاد

آيا ميدانيد

: اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد

آيا ميدانيد

زرتشت است به عنوان نخستين اشعار جهاني برگزيده شده است

بسيار مهم در زندگي مردم ايران داشت به طوريكه در نبرد

هخامنشي و آتش كشيده شدن ايران به دست اسكندر گجستك

اسير وي شد

كردن آن افراد در شهرهاي ايران براي شاد كردن مردمان ايرا ن

خسروپرويز باربد

به شاد بودن مردمان داده بود

ايراني رايج در بين مردمان ايران به اين ترتيب آمده است

: نخستين سروده جهان متعلق به ايرانيان است . گاتهاي زرتشت كه سروده هاي پند آموز. در ايران پيش از اسلام موسيقي نقشي"ايسوس" و شكست شاهنشاه داريوش سوم320 نوازنده و موسيقيدان زن ايراني. يا شاهنشاهي بهرام گور و آوردن دهها موسيقيدان و نوازنده از هند به ايران و پخش. يا موسيقيدان مشهور شاهنشاه- نكيسا و بامشاد . همه اين اصول به ريشه دين بهي ( زرتشت ) باز ميگشت كه فرمان. در كارنامه شاهنشاه اردشير پاپكان در 1800 سال پيش اسامي سازهاي: عود معمولي ( تار ) رود هندي بربط

چنگ

تبيره ( طنبور ) سه تار عود سه تار زنگ ناي قره ني سنتور نقاره طبل تنبك

سنج

چنگ بادي شينك . ولي پس از اسلام موسيقي و ساز و شادي حرام و گناه اعلام شد !

آيا ميدانيد

عظيم بروي رود سند بنا نهاد

: داريوش بزرگ براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از ايران بوده سدي

آيا ميدانيد

و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم 

 

این بخش ادامه دارد و کامل می شود

: داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در دوشنبه 17 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت چهارم

آيا ميدانيد

صورت

يك سكه طلا

همراه با روغن

: داريوش بزرگ براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشتكره عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند

آيا ميدانيد

داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده

در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق همراه بوده است

: داريوش بزرگ در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي. اين در حالي است كه در همان زمان

آيا ميدانيد

تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي

و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي

نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است

: تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاحدني تونبسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها

آيا ميدانيد

جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از

سرزمين پارس دفاع كنند

: داريوش بزرگ پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمام

آيا ميدانيد

عدالت و قانون بوده است

رشوه گيري در دولت شاهنشاهي او بود

مردم رشوه گرفته است را پوست بدنش را كند و آنرا پر از كاه كرد و در دروازه اصلي شهر آويزان

كرد و پسر همان شخص را به جاي پدر نشاند و به او گفت كه هر زمان شيطان خواست كه تو را فريب

دهد عاقبت رشوه گيري پدرت را ببين و از اين كار دوري كن

این بخش ادامه دارد و هر هفته کامل می شود...

: كمبوجيه فرزند كورش بزرگ يكي از ستخت گير ترين پادشاهان تاريخ ايران در راه اجراي. يك نمونه بارز آن كه مورخين بارها از آن ياد كرده اند ريشه كن كردن. وي شخصي را كه از مقامات دولتي ايران بود و خبر رسيد از

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در يكشنبه 16 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(1)

دانلود کتاب تاریخی

عنوان كتاب

نويسنده / مترجم

موضوع

دانلود

اهرام ثلاثه

تاریخ مصر

دانلود

عجايب هفتگانه

تاریخ جهان

دانلود

اسلام و عيد نوروز

تاریخ ایران

دانلود

قاره كهن

اردك بزرگ

آسیا

دانلود

كوروش كبير در قرآن

کوروش کبیر

دانلود

نامه يزدگرد به عمر

ساسانیان

دانلود

تاريخچه شهرستان ني ريز

عبدالله

استان فارس

دانلود

پاسارگاد

پاسارگارد

دانلود

پيدايش جشن نوروز

تاریخچه نوروز

دانلود

عنوان کتاب

نویسنده/مترجم

موضوع

دانلود

 وصیتنامه داریوش

وصیتنامه داریوش بزرگ

 دانلود

 نوروز در یزد

نوروز

دانلود

 تاریخ هخامنشیان

تاریخ باستان

دانلود

ناگفته های تمدن ایران

شهریار

تاریخی

دانلود

پيرامون انقلاب اسلامي

شهيد مطهري

تاريخي

دانلود

پيرامون جمهوري اسلامي

شهيد مطهري

تاريخي

دانلود

جامعه و تاريخ

شهيد مطهري

تاريخي

دانلود

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در جمعه 14 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت سوم

آيا ميدانيد

بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد

: اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس

آيا ميدانيد

مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با

در روز

قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد

كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد

نكرد و بي احترامي به آنان ننمود

: كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون250 هزار سرباز ايراني42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن. اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد. و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل

آيا ميدانيد

بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خط

آرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت

زمان خود نبود و

: داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان. ( داريوش به حق متعلق به2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد )

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در جمعه 14 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی



ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
101 جشنها و شادیها انواع جشنهای زرتشتیان زرتشت 114 kb دانلود
102 دین زرتشت اطلاعات اولیه دین زرتشت زرتشت 97 kb دانلود
103 فهرست جشنهای ایرانیان تقویم جشنهای زرتشتیان زرتشت 106 kb دانلود
104 پیشگویی های زرتشت نوشته صادق هدایت(دو جلد) زرتشت 286 kb دانلود

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی


ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
268 خود آموز خط اوستایی آرمین کسروی ایران باستان 1.5 mb دانلود
269 مراسم و آیین های زرتشتی کانون زرتشتیان دین زرتشت 140 kb دانلود
270 نماز در آیین زرتشت انواع نماز و شرایط آن دین زرتشت 92 kb دانلود
271 سروده های زرتشت موبد رستم شهزادی دین زرتشت 179 kb دانلود

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

راهنمایی برای دانلود کتاب ها

بعضی از کتاب های ارائه شده در وبلاگ به صورت فشرده هستند برای خارج کردن این کتاب ها از حالت فشرده به برنامه Win zipاحتیاج دارید که می توانید از اینجا و برنامه WinRaR را از اینجا دانلود کنید.

همچنین برای خواندن کتابها به برنامه Adobe reader احتیاج دارید که آن را هم می توانید از اینجا دانلود کنید. 

در صورتی که هر یک از لینک ها اشکال داشت در قسمت نظرات اعلام کنید تا نسبت به رفع مشکل آن اقدام شود .

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی



ردیف

نام کتاب

توضیحات

موضوع

حجم

دریافت

477

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 1

خاندان صفویه و پدیده قزلباش

تاریخی

169 KB

دانلود

478

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 2

منشاء قزلباشان و عقاید آنها

تاریخی

225 KB

دانلود

479

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 3

تشکیل سلطنت قزلباش

تاریخی

260 KB

دانلود

480

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 4

تسخیر ایران توسط قزلباشان

تاریخی

279 KB

دانلود

481

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 5

فلسفه چالدران و پیامدهای آن

تاریخی

275 KB

دانلود

482

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 6

گسترش نفوذ عثمانی ها در خاورمیانه

تاریخی

210 KB

دانلود

483

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 7

سازمان و تشکیلات قزلباشان صفوی

تاریخی

209 KB

دانلود

484

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 8

انتشار ایدئولوژی صفوی در ایران

تاریخی

300 KB

دانلود

485

تاریخ صفویه - شاه اسماعیل صفوی 9

انزوای تاریخی ایران ازصفحه تمدن جهانی

تاریخی

160 KB

دانلود


برای خواندن این کتاب ها به برنامه Adobe reader احتیاج دارید این برنامه را از اینجا دانلود کنید

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی



ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
118 نهضت سربداران خراسان کریم کشاورز تاریخی 857 kb دانلود
119 طاهر ذوالیمینین فرماندار ایران در زمان عباسی تاریخی 79 kb دانلود
120 تاریخ بخارا ابوبکر نشرخی تاریخی 685 kb دانلود
121 پیشینه هزاران ساله ایران سرآغاز تا به امروز تاریخی 492 kb دانلود

                   

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی


ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
276 فرزندان سبکتگین غزنوی در دو جلد تاریخی 477 kb دانلود
277 ابومسلم خراسانی زندگینامه و کارها تاریخی 239 kb دانلود
278 نادرشاه افشار زندگینامه مختصر و مفید تاریخی 37 kb دانلود
279 تاریخ سرود ایران سرود شاهنشاهی تاریخی 240 kb دانلود

Password : www.aryabooks.com

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی


ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
122 درفش کاویانی دروش شاهی تاریخی 85 kb دانلود
123 قوم کاسی قوم قدیمی ایرانی تاریخی 774 kb دانلود
124 کتیبه آناهیتا الهه آبهای روان تاریخی 157 kb دانلود
125 کتیبه بیستون نبشه های آریایی تاریخی 554 kb دانلود

 

                           

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی



ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
126 کوروش کبیر در قرآن و عهد عتیق تاریخی 1 mb دانلود
127 کوروش کبیر پدر صلح بشر تاریخی 204 kb دانلود
128 منم کورش شهریار روشنایی ها سید علی صالحی تاریخی 4.2 mb دانلود
129 منشور کوروش متن کامل منشور کوروش تاریخی 134 kb دانلود

                    

                        

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی


ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
284 شاهنشاهی هخامنشی 5 خشایارشاه و یونانیان تاریخی 257 kb دانلود
285 شاهنشاهی هخامنشی 6 اردشیر اول،اردشیر دراز دست تاریخی 129 kb دانلود
286 شاهنشاهی هخامنشی 7 اردشیر دوم تاریخی 200 kb دانلود
287 شاهنشاهی هخامنشی 8 دوران سراشیبی قدرت هخامنشیان تاریخی 121 kb دانلود

                                                   

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

دانلود کتاب تاریخی


ردیف نام کتاب توضیحات موضوع حجم دریافت
280 شاهنشاهی هخامنشی 1 کوروش بزرگ تاریخی 200 kb دانلود
281 شاهنشاهی هخامنشی 2 کامبوجیه و تصرف مصر تاریخی 176 kb دانلود
282 شاهنشاهی هخامنشی 3 داریوش بزرگ تاریخی 270 kb دانلود
283 شاهنشاهی هخامنشی 4 تئوری سیاسی شاهنشاهی تاریخی 180 kb دانلود

                   

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

متن کامل منشور حقوق بشر کوروش

 

مشهورترين بخش منشور کورش کبیر

منم آوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اآد، شاه چهارگوشه ي

جهان

. پسر آمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه ي آورش، شاه بزرگ ... نبيره ي چيش پيش، شاه بزرگ

... . 

             (بقیه در ادامه مطلب)

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

اعتراض به تغییر نام خلبج فارس در نرم افزار گوگل ارت

خلیج همیشه فارس


                    
تقاضا از تمامی بازدید کنندگان محترم سایت تاریخ باستان:ما برای پاک کردن نام خلیج ... و برگرداندن نام خیلج فارس به گوگل ارث احتیاج به یک میلیون امضا داریم لطفا" برای اعتراض به این اشتباه بزرگ گوگل بر رویاینجا کلیک نمایید و مشخصات خواسته شده را وارد نمایید
با تشکر از تمام امضا کنندگان عزیز ، با مسرت اعلام می کنیم تعداد مجموع امضاهای شما در تک بوک و سایتهای دیگر از یک میلیون امضا گذشت امیدواریم گوگل به قولش عمل کند و نام جاودان خیلج همیشه فارس را دوباره به نرم افزار گوگل ارت باز گرداند.

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آيا ميدانيد قسمت اول

    ناگفته هاي تاريخ ايران زمين              

آيا ميدانيد

بودند

: اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان

آيا ميدانيد

: اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند

آيا ميدانيد

: اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد

: اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد

: اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد

كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره

پيمايي افتاده اند

: اولين مردماني كه پا به قاره آمريكا گذاشتند ايراينان و ارتش داريوش بوده است و

آيا ميدانيد

شده

: كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته

آيا ميدانيد

چرخش زمين اشاره كرده است

: ابوريحان بيروني به چرخش زمين پي برده بود واين گاليله نبوده است كه نخستين بار به.

آيا ميدانيد

: كورش بزرگ در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد

آيا ميدانيد

خداي آنان ستايش كرد و در همان معبد كه بيش از

به آنان تاج گذاري كرد

: كورش بزرگ پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي اداي احترام به بابلي ها به1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود

آيا ميدانيد

هنر ساخته شد

: اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش بزرگ در شوش جهت تعليم فن و

آيا ميدانيد

: ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ساخته شد .

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 11 فروردين 1388 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

نوروز در تاريخ

دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟
نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت ولاش اول اشکانی (78-51 پ م) باز می گردد. ولاش اول را عموما" پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمتهايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند.
برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.
مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام شاهان ايران، حتی پادشاهانی که از اصل غير ايرانی ميامدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند. در دربار خلفای عباسی که از بسياری جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساسانی می دانستند، نوروز از مهمترين جشنهای سال بود و بار نوروزی با تمام جلال و شکوه آن انجام می گرفت.
با وجود داشتن مدارک مورد اطمينان در مورد جشن گرفته شدن نوروز در دوران ساسانی، دليلی در دست نداريم که نوروز را جشنی با گذشته بسيار قديميتر از دوران ساسانی فرض نکنيم. بسياری از جشنهای مهم جهان در ابتدا تنها بوسيله مردم عامی برگزار می شدند و جزو برنامه های سلطنتی حساب نمی گشتند. قديمی بودن و دست نخوردن مراسم نوروز می تواند گواهی از اين باشد که اين جشن مدتها قبل از اينکه پادشاهان ساسانی (و شايد اشکانی) آنرا تبديل به جشنی رسمی کنند، وجود داشته و مانند امروز، بوسيله همه مردم ايران جشن گرفته می شده. 
                بقیه در ادامه مطلب...

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در پنجشنبه 22 اسفند 1387 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

آیا می دانید قسمت دوم

                      ناگفته هاي تاريخ ايران زمين

آيا ميداند : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع

كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده

كردند ايرانيان بودند 

 

                        بقیه در ادامه مطلب                                     

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مجتبی غلامی در سه شنبه 20 اسفند 1387 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(0)

معماري دوره هخامنشيان بخش آخر

نقش رستم یکی از مهمترین و زیباترین آثار باستانی سرزمین همیشه جاوید پارس نقش رستم می باشد که آثار مهمی را از دوران عیلامی، هخامنشی و ساسانی در خود جای داده است. بر سینه این کوه مقبره های بسیار عظیمی بجای مانده که شهریاران هخامنشی در آنجا آرمیده اند. از راست به چپ این قبور منسوب به خشایارشا، داریوش کبیر، اردشیر اول و داریوش دوم می باشد. در آرامگاه داریوش اول، سنگ نوشته های بزرگی به خط میخی وجود دارد که حاوی نیایش و مضامین مذهبی است. داریوش اول، نام کشورها و سرزمین های تابع خود و اندرزهای معنوی فراوانی را در این نوشته ها برشمرده است. این آثار در 3 کیلومتری تخت جمشید واقع شده است. در پایین کوه هم آثار بسیار زیبایی از دوران ساسانی حجاری شده که به ترتیب از راست به چپ عبارتند از: - تاجگذاری نرسی (294-304 میلادی) پسر شاپور اول ساسانی که حلقه شهریاری را از آناهیتا، خدای آب (شاپور دختک، همسر نرسی) دریافت می کند. - نقش دوم که زیر آرامگاه داریوش کبیر قرار دارد مشتمل بر دو نقش است که نشان دهنده پیروزی بهرام دوم (273-294 میلادی) بر دشمن خویش می باشد. - نقش سوم که زیباترین، مجلل ترین و پرافتخارترین نقش دوران ساسانی است، نشانگر شکوه و بزرگی شاپور اول (239-270 میلادی) شاه ایران می باشد که والرین امپراطور روم در مقابل او زانوی تسلیم بر زمین زده است. - نقش چهارم نشانگر پیروزی هرمز دوم (302-309 میلادی) بر دشمن خویش است. در بالای این نقش آثار حجاری دیگری دیده می شود. - نقش پنجم احتمالا تصویر شاپور دوم (309-379 میلادی) می باشد. - نقش ششم که مربوط به زمان عیلامیان (700 قبل از میلاد) است و نقش بهرام دوم (274-294 میلادی) همراه با خاصان و نزدیکان بر روی نقش عیلامی حجاری شده است. در هر دو طرف نقش بهرام هنوز آثاری از نقشو عیلامی دیده می شود. - آخرین نقش متعلق به تاجگذاری اردشیر بابکان (224-239 میلادی) اولین پادشاه ساسانی است که حلقه شهریاری را از اهورامزدا دریافت می دارد. از دیگر آثار موجود در نقش رستم، بنای سنگی موزون و استواری است که کعبه زرتشت نامیده می شود و از مهمترین آثار منحصر به فرد عهد هخامنشی به شمار می آید. درباره این بنا نظرهای مختلفی وجود دارد. در نقش رستم آثار دیگری همچون چاه آب و دو آتشدان سنگی مربوط به عصر ساسانیان به چشم می خورد. اولین نقش این فضای خالی بزرگ حجاری نشده ای که به چشم می خورد شاید به منظور حجاری حوادث تاریخی اواخر دوران ساسانی تهیه گردیده بوده، اما فرصت اتمام آن به دست نیامده است. طول این مجلس 10 متر و ارتفاع آن 5 متر می باشد و حدود 2 متر از سطح زمین در مرکز این قسمت حجاری نشده کتیبه بیست سطری به زبان فارسی حک گردیده است که بسیار جدید می باشد و وقف نامه ای مربوط به "محمد رفیعخان، ابن الخان العظیم" است. لازم به ذکر است که این کتیبه در بسیاری از مراجع و حتی تابلو راهنمای کنار اثر به عنوان "تقسیم آب مصرفی برای زمین های مزروعی کنار نقش رستم" ذکر شده است. دومین نقش تاجگذاری نرسی (294-304 میلادی) نرسی پسر شاپور اول و فرمانروای ارمنستان در سال 294 میلادی بر بهرام سوم پسر بهرام دوم و نوه بهرام اول (یعنی پسر برادرزاده خود) شورید و تاج و تخت ایران را به دست آورد. این نقش صخره ای بسیار مشهور، تاجگذاری نرسی را نشان می دهد. حلقه دیهیم دار شاهی میان او و نقش زنی تاجدار قرار دارد و مانند آن است که نرسی آنرا از دست بانو می گیرد. بانوی مذکور در سمت راست ایستاده است، موهای مجعدش در بالای تاج کنگره داری آراسته گشته و لباس بلند و آویزانش با کمربندی بسته شده و با دکمه ای روی سینه اش و زیر گردنبدنی گوهرنشان استوار گردیده است. سومین نقش پیروزی بهرام دوم (274-294 میلادی) را بر دو دشمن خویش نشان می دهد. این نقش در دو صحنه یکی بالای دیگری که به وسیله خط باریکی از هم جدا گشته اند حجاری شده است. بهرام سوار بر اسب چهارنعل به سوی دشمنی سواره می تازد و نیزه بلند خود را چنان بر او زده که نیزه دشمن شکسته شده است. در پشت سر بهرام، سواری آراسته درفشی را به دست گرفته است که میله ای افقی مزین به سه گوی بر فراز آن است و دو طره پارچه ای از آن آویخته است. شاید این همان درفشی باشد که آمیانوس مورخ رومی می گوید ساسانیان به هنگام حمله بر می افراشتند و رنگ آن سرخ همچون شعله آتش بوده است. از زیبایی های این نقش یکی روکش پارچه ای منگوله دار اسب است و دهانه و لگام آراسته آن و دیگری تیردان بلندی که بر ران راست پادشاه آویخته شده. در این صحنه نقش یک سرباز رومی را هم حجاری کرده اند که بر زمین افتاده و زیر اسب بهرام لگدکوب شده است. چهارمین نقش پیروزی شاپور اول (239-270 میلادی) بر والرین امپراطور روم را نشان می دهد. در زمان شاپور اول، سه پادشاه رومی به ایران حمله ور شدند. یکی "گردیانوس" جوان بود که در 242 میلادی کشته شد. دیگری "فیلیپ عرب" بود که در برابر شاپور ناچار به عجز شد و قبول کرد که باج سالیانه بپردازد و سوم "والرین" بود که در 262 میلادی با هفتاد هزار سرباز و امیر و سناتور رومی به دست ایرانیان اسیر گشت. شاپور پیروزی خود را بر دیوار کعبه زرتشت در نقش رستم توصیف نمود. شاپور در این کتیبه می گوید: "والرین با سپاهی که مشتمل بر 29 گروه اروپایی بود (وی یکی یکی نام آنها را می برد) و به هفتاد هزار نفر بالغ می شد به جنگ ما آمد. در اطراف الرها و ادسا جنگ بزرگی بین ما و امپراطور والرین درگرفت. ما امپراطور والرین را با دست های خویش به اسارت گرفتیم و همگی آنها را به ایالات ایران انتقال دادیم". این صحنه پیروزی شاپور از زیباترین نقش برجسته های تاریخی نقش رستم است و از حادثه ای حکایت دارد که مایه سرافرازی ایرانیان می باشد. شاپور با تاج کنگره ای و جامه آراسته سوار بر اسب رو به سمت چپ نقش شده است و در پیش او فیلیپ عرب امپراطور باجگذار رومی زانو زده است (این امپراطور بر خلاف تصور والرین نیست). پادشاه یک دست خویش را به طرف او دراز کرده تا نشان قبول باجگذاری او باشد. فیلیپ تاج رومی بر سر دارد و بالاپوش او بر روی دوشش به اهتزاز درآمده چنانکه گفتی با شتاب دویده است تا پیش شاه ایران به زانو درآید. وی هر دو دست خویش را به حالت بخشش به جلو دراز کرده است. بزرگی و عظمت پادشاه از لباسش، زینت آلات او (گردنبند، دستبند و تاج) و طرز آرایش موهای چین دار و بر شانه افتاده اش و نیز دهنه و زین و لگام اسب مغرورش همه نشانی از عظمت دارد. کنار شاپور، امپراطور رومی دیگری ایستاده است که شاپور مچ او را به نشانه اسیر گرفتنش به دست دارد و این امپراطور اسیر والرین می باشد. چنین به نظر می رسد که افراد این نقش کاملا زنده می باشند و این امر مهارت و استادی هنرمندان دوره ساسانی را تایید می نماید. در پشت سر اسب شاه تصویر موبد بزرگ "کرتیر" دیده می شود که کلاه بیضی شکل مزین به نشان قیچی به سر دارد و انگشت سبابه دست راست خویش را به نشانه احترام به سوی شاپور دراز کرده است و گردن بند مرواریدی آراسته شده به گردن دارد و بالاپوشش با سنجاقی در جلو سینه قفش شده است. پنجمین نقش در زیر مقبره اردشیر اول یک مجلس حجاری با دو نقش دیده می شود. نقش بالایی به آذر نرسه یا شاپور ذوالاکتاف می باشد (310-379 میلادی). این نقش تقریبا به طور کامل از بین رفته است. نقش پایین متعلق به هرمز دوم می باشد (302-310 میلادی). هرمز دوم نوه شاپور اول ساسانی است. این نقش صحنه پیروزی هرمز را بر دشمن او نشان می دهد. پادشاه چهارنعل بر دشمن تاخته و اسب دشمن را سرنگون کرده است. دشمن رومی دارای ریشی است که پایین آنرا بریده اند و کلاه خودش مانند خودهای رومی آرایشی تاج مانند دارد. تیردان بلندی در کنار پای راست پادشاه دیده می شود. اسب پادشاه به نحو جالبی با زینت آلات پشمی و منگوله بر روی ران اسب تزئین یافته است.دم است به شکل گوئی گره خورده و اسب با افسار و براق تزئین شده است. در پشت سر پادشاه پرچمدان دیده می شود. ششمین نقش در زیر مقبره داریوش دوم و بر روی کعبه زرتشت، نقش حجاری شده ای مربوط به دوران ساسانی نظر بینندگان را به خود جلب می نماید. طول این نقش 7.6 و بلندای آن 3 متر است. در این نقش یک سوار تاج دار، نیزه خود را بر گردن دشمن فرو کرده است. تاریخ و شخصیت این پادشان فاتح مشخص نیست ولی به عقدیه برخی از دانشمندان این نقش متعلق به شاپور دوم (309-379 میلادی) می باشد، با این قرینه که تاج او شبیه تاج شاپور بر روی سکه های اوست تایید می شود. نیزه دشمن شکسته شده و اسب او از پشت به زمین نشسته است. هفتمین اثر نقش بهرام دوم و خانواده اش که روی یک حجاری قدیمی عیلامی کنده شده است. این قسمت از کوه، نقشی از اوایل هزاره اول قبل از میلاد و متعلق به فرمانروایان عیلامی داشته است که بعدها با ایجاد نقش بهرام دوم صدمه شدیدی دیده اما از این نقش هنوز دو قسمت مانده است: یکی در سمت راست که مردی را با لباس بلند و کلاه لبه تیز نشان می دهد و دیگری در سمت چپ که الهه ای را بر تختی از مار می نماید. نمونه کامل این نوع حجاری ها در کورنگون ممسنی به جای مانده است و از روی نمونه های باقی مانده به خوبی می توان شکل اصلی این نقش از میان رفته را باز شناخت. بهرام دوم ساسانی (274-294 میلادی) قسمتی از نقش عیلامی را محو نمود و برجای آن مجلسی حجاری کرد که خودش را ایستاده و در میان یاران و افراد خانواده اش نشان می دهد. تاج پادشاه مزین به نقش عقاب است که پرنده مخصوص ایزد بهرام، ایزد پیروزی بوده است. پادشاه جامه ای بسیار آراسته دارد و دسته شمشیر بلندی را به نشانه قدرت با دو دست گرفته است. پايان

نوشته شده توسط مجتبی غلامی در دوشنبه 13 آبان 1387 بيان انتقادات و پيشنهادات نظر(1)