نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 شهريور 1388
توسط مجتبی غلامی | نظر(0)
خواست خدا در زمین آشوب نیست. بلکه صلح، نعمت و حکومت خوب است
دغدغه های ماندگار خشایار شاه
خواست خدا در زمین آشوب نیست. بلکه صلح، نعمت و حکومت خوب است
این جمله را از نامهای نوشتم که توسط خشایار شاه نوشته و به دست حجاران بر روی سنگ مرمری به خط میخی حک شده است. این نامه اکنون در تخت جمشید نگهداری میشود و در کنار آن ترجمهاش بر تابلویی نصب است
این جمله را در یک ماه گذشته بارها خواندهام و دیدم، جملهی نغز و پرمغزی است و چیزی کم ندارد. شعاری است که هنوز انسانیت آن را سر میدهد و برایش تلاش میکند. شعاری که همچنان پس از دوهزار و پانصد سال زنده مانده است و دغدغهی بشر قرن بیست و یک نیز هست. دستیافتن به صلح و دوری از جنگ و خشونت در روابط بین فردی و بینالمللی، وجود نعمت برای گذران نسبتا آرام و سالم چند صباح زندگی تا دغدغهی نان و مسکن و آن چه برای گذران زندگی روزانه و روزمره لازم است، نداشته باشی تا بتوانی به کشف استعدادهای وجودی خودت و جامعهات نایل آیی و حکومت خوب تا حرمت انسانیات را پاس دارد و به خود حق ندهد به حریمت به هر بهانهای تجاوز کند. اول بار این تجاوز را از سوی جمشید دیدیم و قطعا خشایار شاه به خوبی آن را در خاطر خود داشته است. جمشید وقتی به همه چیز رسید و فرمانروایان جهان را در پیروی از خود دید و آبادی ایرانزمین را نوید داد و مردم را در نعمت دید، گفت: گر ایدون که دانید من کردم این / مرا خواند باید جهان آفرین
از این پس رفتار او نیز تغییر کرد و خود را قدرت مطلقه خواند و رفتار مستبدانهاش خرد را از او دور کرد. فردوسی در این باره چنین آورده است: بر او تیره شد فره ایزدی / به گژی گرایید و نابخردی
هر چند تعریف حکومت خوب در آن دوران با دوران ما متفاوت است و نیز آن چه آنان از نعمت مراد میکردند با آن چه ما مراد میکنیم متفاوت است، ولی همچنان صلح، نعمت و حکومت خوب دغدغه و هدف ما نیز هست
نکتهی دیگر این که اگر این جمله را افلاطون گفته بود، اکنون صدها شرح فلسفی بر آن نوشته بودند ولی ما میراث خود را بر تابلویی در موزهای دورافتاده نگهداری میکنیم و از هر صد بازدیدکننده یکی هم آن را به درستی نمیخواند. گنجینههایمان را نیز به باد دادهایم و وقتی میخواهیم از صلح و حکومت خوب بنویسیم،در ابتدای نوشتهمان نقل قولی از متفکران یونان و مغربزمین میآوریم و از خودکاوی درماندهایم
